مرکز رشد شريف

مديريت تكنولوژى

نويسنده: هانس ثامهاين
Thamhain Hans J.
مترجمان: سيد كامران باقرى، مرتضى رضاپور و سيدهادى كمالى
ناشر: موسسه خدمات فرهنگى رسا
زمان چاپ: تهران، چاپ اول/1387
معرفى: سيدمحمد باقرى‌زاده

معرفى كتاب
كتاب: مديريت تكنولوژى در سازمان‌هاى تكنولوژى ـ بنيان، داراى يك مقدمه از حامى اثر، يك پيشگفتار از نويسنده، چهارده فصل كه در پايان هر فصل داراى فهرست مراجع و منابع تكميلى و سه پيوست است كه در چهارصد و دوازده (412) صفحه ترجمه و منتشر شده است. پيوست شماره 1. انجمن‌هاى حرفه اى در حوزه مديريت علوم، مهندسى و تكنولوژى، پيوست شماره 2. ژورنالهاى حرفه اى مديريت مهندسى و تكنولوژى و پيوست شماره 3. كنفرانس‌هاى حرفه‌اى در حوزه مديريت مهندسى و تكنولوژى را معرفى كرده است.

پنجره كتاب
دانش و مفاهيم مديريت تكنولوژى، رمز موفقيت در محيط سازمانهاى تكنولوژى ـ بنيان است. در اين كتاب، آخرين مفاهيم، ابزارها و فنون كارآمد و اثربخش مديريت بر سازمان‌هاى تكنولوژى ـ بنيان، معرفى و تشريح شده است. از جمله ويژگيهاى برجسته اين كتاب شامل موارد زير است:
1-2. معرفى روشهايى براى ارزيابى اثربخشى و عملكرد سازمانها و فرايندهاى مديريت آنها.
2-2. بررسى فرايندهاى نوين مديريتى از جمله مهندسى همزمان، طراحى ـ ساخت، توسعه يكپارچه محصول و فرآيندهاى مرحله ـ درگاهى.
3-2. ابزارها و فنون ويژه براى مديريت پروژه‌هاى تكنولوژى ـ بنيان.
4-2. ارائه و تحليل نتايج مطالعات ميدانى و بررسى‌هاى موردى.
5-2. تاكيد بر موضوعهاى انسانى، از جمله: رهبرى، كار تيمى، ارتباطات و پايبندى.

مقدمه
شدت و سرعت پيشرفت تكنولوژى در دهه‌هاى اخير، شگفت آور بوده است. به نظر نمى‌رسد كه سرعت تغييرات به اين زوديها كم شود. تكنولوژى در ديدگاه تجارى، كاتاليستى است كه توليد ثروت مى‌كند.
چالش اصلى براى مديران، شناخت و كاربرد تكنولوژى نيست، بلكه مهم به كارگيرى تكنولوژى‌هاى مختلف به منظور توليد كالاها، خدمات و فرايندهاى قابل فروش است كه به ايجاد ارزش افزوده در بنگاه منجر مى‌شود. اين امر به مهارتهاى ويژه در برنامه‌ريزى، سازماندهى و هدايت فعاليتهاى فرارشته‌اى نياز دارد.
مديران تكنولوژى براى كسب نتيجه بايد معماران اجتماعى باشند كه فرهنگ و نظام ارزشى بنگاه را شناخته، بتوانند آنها را، هم از نظر اجتماعى و هم از نظر فنى، با هم ارتباط دهند. دوران مديرانى كه تنها با تخصص فنى يا مهارتهاى ادارى صرف سر و كار داشته‌اند، به سر آمده است.
چگونه است كه نروژ با كمتر از بيست و پنج سال پيشينه در صنعت نفت و گاز، به يكى از صادركنندگان تكنولوژى در اين صنعت تبديل شده، اما ايران با يك سده پيشينه در اين كاروزار، براى ساخت تك تك واحدهاى توليدى صنعت نفت و گاز خود، نيازمند تكنولوژى وارداتى است؟

محتواى كتاب
1. تكنولوژى و مديريت آن، پديده جديدى نيست. انسان همواره از تكنولوژى استفاده و آن را مديريت كرده است. ولى تكنولوژى‌هاى امروزى، محيط تجارى جديدى ايجاد كرده كه تمام قالبهاى سنتى را به هم زده است. تكنولوژى‌هاى پيشرفته با تاكيد بر اثربخشى، ارزش افزايى و سرعت، اقتصاد جهانى را به شدت، دگرگون ساخته است. همه سازمانها زير فشارند تا كارهاى بيشترى را سريع‌تر، بهتر و با منابع كمترى انجام دهند. به ويژه سرعت، يكى از پارامترهاى اصلى براى پيروزى در رقابت تبديل شده است (16).
مديريت تكنولوژى به عنوان شايستگى محورى محسوب شده و به گونه عملى براى بقا و رشد هر بنگاهى ضرورى است. شايد جهانى سازى و تكنولوژى، مهم ترين عوامل تاثيرگذار بر عملكرد تجارى شركتها باشند. اين دو مقوله با هم ارتباط متقابل نيز دارند. در واقع بر طبق برآوردها، انواع دارايى فكرى شركتهاى تكنولوژى ـ بنيان را تشكيل مى‌دهند (25).
مديريت تكنولوژى، هنر و علم خلق ارزش با استفاده از تكنولوژى در كنار ساير منابع سازمان است. شركتهايى كه بتوانند در فضاى امروزى به حيات خود ادامه دهند و موفق باشند، توان رويارويى با انواع چالشها از جنس سرعت، هزينه و كيفيت را دارند. مديران مهندسى و تكنولوژى با موضوعهاى متنوعى سر و كار دارند كه نيازمند مهارتهاى تجارى، فرا ـ رشته‌اى و استراتژيك است. مسئوليت اجتماعى و اخلاق تجارى، از ابعاد مهم مديريت تكنولوژى هستند (28).
2. در شركتهاى تكنولوژى ـ بنيان، مديريت ماهيتى منحصر به‌فرد دارد. مديران اين شركتها ادعا دارند كه محيط فعاليت متفاوت است و اين محيط، ساختار سازمانى، سياستها، تعاملات فردى و رفتارهاى اقتصادى منحصر به فردى را مى‌طلبد (36).
نقش حوزه‌اى كه مديريت تكنولوژى را نسبت به ساير مديريت‌ها متمايز مى‌كند عبارت‌است از: كار، افراد، فرآيند كار، ابزارها و فنون مديريت، فرهنگ سازمانى و محيط كسب و كار (55).
3. سازمانهاى تكنولوژى ـ بنيان واقعى، چه از نظر تئورى و چه عملى، بسيار پيچيده هستند. اين سازمانها بايد با دقت طراحى شوند تا ضمن استفاده مناسب از منابع، زير ساختها و سيستم‌هاى پشتيبانى لازم براى كار اصلى را فراهم سازند (76).
سازمانهاى تكنولوژى ـ بنيان به شدت فرا رشته اى هستند. يعنى ماتريسى بوده و منابع و قدرت در آنها توزيع شده است. ساختار ماتريس بر روى نوعى طيف سازمانى قرار دارد. جايگاه دقيق اين ساختار در اين طيف به الگوى مديريتى و تعامل افراد داخل سازمان بستگى دارد. سازمانهاى ماتريسى براى شركتهاى پروژه محور، راه حل مناسبى است (79).
4. مهندسى همزمان، دنباله رويكرد چند مرحله اى به مديريت پروژه است. مهندسى همزمان، چارچوب مديريتى لازم براى يكپارچه سازى همزمان همه فعاليتهاى ضرورى براى رسيدن به نتايج دلخواه در كوتاه ترين زمان و با مصرف كمترين منابع را فراهم مى‌سازد. در محيط پويا و بسيار رقابتى امروزى، پياده سازى و استفاده از مهندسى همزمان براى اجراى مناسب پروژه‌ها حياتى است. مهندسى همزمان، براى بنگاه انواع مزاياى رقابتى را در پى دارد. اين فوايد به طورعمده از همكارى خوب فرابخشى و حل كامل فرايند مديريت پروژه در كل بنگاه و زنجيره تامين آن حاصل مى‌شوند (101).
شناخت دقيق مفاهيم نوين مديريت پروژه و ابزارها، سيستم‌هاى پشتيبانى و سازمانى، حداقل شرط لازم براى بهره‌مندى از فرايند مهندسى همزمان و مديريت پروژه از راه اين فرايند است (104).
5. مديران، در تلاش براى رقابتى ماندن در محيط پر چالش كسب و كار، ناچارند به خوبى با افراد كار كنند. نيروى انسانى، با ارزش ترين دارايى است. آنها جوهره اصلى شايستگى محورى شركت و رمز پياده سازى موفق تمام برنامه‌هاى راهبردى، اقدامهاى عملياتى و پروژه هستند. ارزش واقعى اين دارايى انسانى، بر حسب مهارتها، نگرشها، جاه‌طلبى‌ها و دلسوزى براى شركت سنجيده مى‌شود‌(112).
در محيط‌هاى تكنولوژى ـ بنيان شانزده خواست حرفه اى موثر بر عملكرد وجود دارند، كه عبارتند از (117):
1. كار جالب و پر چالش؛
2. محيط كارى كه از نظر حرفه اى انگيزاننده باشد؛
3. پيشرفت حرفه اى؛
4. رهبرى؛
5. پاداش ملموس؛
6. تخصص فنى؛
7. كمك به حل مشكلات؛
8. هدفهاى مشخص؛
9. كنترل مديريت؛
10. امنيت شغلى؛
11. حمايت مديريت ارشد؛
12. روابط فردى مناسب؛
13. برنامه ريزى مناسب؛
14. تعريف دقيق نقشها؛
15. ارتباطات باز؛
16. حداقل تغييرات.
مدير تكنولوژى، نه تنها بايد از شايستگى فنى برخوردار باشد، بلكه بايد مورد احترام بوده، در برخورد با افراد، مهارت فراوان داشته، به راحتى از جديدترين روشهاى كارى و فنون ادارى استفاده كند (156).
6. فضاى كسب و كار، دچار تحولى شگرف شده است. تكنولوژى جديد فضاى كار را به شدت تغيير داده، اقتصاد جهانى را به سمت كارهاى خدماتى و دانشى كشانده است كه در آنها جابه‌جايى منابع، مهارتها، فرايندها و خود تكنولوژى به مراتب بيشتر است (165).
سيستم برنامه ريزى و رديابى پروژه بايد قادر باشد تا كيفيت، زمان و منابع كار را در قالب چارچوبى يكپارچه بسنجد. بّعد انسانى، كليد موفقيت پروژه است. مشاركت تيم پروژه در تعريف گستره با برآورد منابع و زمان بندى پروژه پيش نياز اصلى برنامه ريزى واقع بينانه و جلب پايبندى اعضاى پروژه است (200).
7. بسيارى از شركتها زيرفشار رقابت و پيشرفت تكنولوژى اطلاعات، در ابزارها و فنون جديد مديريتى سرمايه‌گذارى سنگينى كرده اند كه اين امر نويدبخش بهبود روشهاى سنتى كنترل پروژه است (213). پياده سازى و استفاده درست از سيستم‌هاى كنترل مديريتى، مى‌تواند عاملى كليدى در موفقيت پروژه‌ها و به ويژه پروژه‌هاى تكنولوژى ـ بنيان باشد. فرايند توان اعمال مديريت درست بر پروژه‌هاى پيچيده، عامل اصلى شكست يا موفقيت سازمانها خواهد بود (230).
8. معيارهاى ارزيابى و انتخاب پروژه‌ها، به نوع و شرايط ويژه حاكم بر آنها بستگى دارد، اما معمولاٌ در ارزيابى پروژه‌ها از معيارهايى به شرح زير استفاده مى‌شود:
هزينه اجرا، زمان اجرا، پيچيدگى فنى، ريسك، بازگشت سرمايه، هزينه ـ فايده ـ حجم فروش، سهم بازار، پيامدهاى تجارى پروژه، آمادگى و توان سازمانى، جريان نقدينگى و منابع.
9. اكثر مديران باور دارند كه كار تيمى فرابخشى، از عوامل اصلى تاثيرگذار بر عملكرد پروژه و كليد موفقيت در دنياى كسب و كار رقابتى است. هم چنين تمام مديران به اهميت حياتى كار تيمى آگاهى دارند و براى بهبود مداوم كار تيمى در سازمانشان تلاش مى‌كنند. با اين وجود از هر 10 مدير فقط يك نفر معيارهاى مشخصى براى سنجش عملكرد واقعى تيم دارد (262).
جهانى شدن، خصوصى سازى، انقلاب ديجيتالى و ديگر تكنولوژى‌ها به سرعت متغير، اقتصاد كشورها را به سمت سيستمى به شدت رقابتى كشانده كه تقريباٌ تمام سازمانهاى آن زيرفشارند كه كار بيشترى را سريع تر، بهتر و ارزان تر انجام دهند. كار تيمى در چنين شرايطى، رمز موفقيت و كسب مزيت رقابتى به شمار مى‌رود. همزمان با اين تحولات و افول سلسله مراتب بورو كراتيك، فرايند تيم سازى پيچيده‌تر شده، به تناسب، مهارتهاى مديريتى پيچيده‌ترى را مى‌طلبد (264).
نويسنده در پايان فصل توصيه‌هايى بدين گونه، براى مديريت موفق تيم ارائه كرده كه بسيار مهم و آموختنى است:
10. شركتهاى بزرگ، مشكلات تحقيقاتى خود را روى اينترنت مى‌گذارند تا دانشمندان را به صورت مسئله‌هاى تحقيقاتى گره بزنند. امروزه پراكتر اند گمبل 53 ديده بان تكنولوژى دارد كه وظيفه آنها جستجوى نوآوريهاى خوش آتيه در خارج از شركت است. يكى از واحدهاى شركت "داو"، مجموعه‌اى از گره‌هاى كور تحقيقاتى خود را از راه پايگاه اينترنتى اعلام عمومى كرد، كه تاكنون 30 هزار دانشمند از سراسر دنيا در اين پايگاه اينترنتى اعلام عضويت كرده‌اند (290).
نويسندگانى مانند: وارنربنيس، پيتر دراكر، تام پيترز و برايان كوين همواره بر اهميت غير خطى، پيچيده و اغلب آشفته نوآورى تاكيد كرده اند و آن را فرايندى مى‌دانند كه تمامى وجوه سازمان، اعضاء و محيط آن را پوشش مى‌دهد و باور دارند كه مديريت مناسب بر فرايند نوآورى، نيازمند چيزى فراتر از عملكردهاى جا افتاده فعلى است (293).
11. حفاظت از محيط زيست به بقاى بلندمدت افراد، شركتها و جوامع گره خورده است (316). با افزايش آگاهى عمومى نسبت به اهميت محيط زيست، فشارهاى اجتماعى و هم چنين پيشرفت تكنولوژى، مسئوليت پذيرى زيست محيطى در مديران افزايش يافته است. اهميت روزافزون مسايل زيست محيطى در سطح جهانى، باعث شكل گيرى نسل جديدى از مديران شده كه نگاهى جدى تر به كيفيت زيست محيطى دارند. از ابتداى دهه 1990 ميلادى، دوباره مفهوم توسعه پايدار مطرح شده توسعه پايدار بر پايه مفهوم چرخه‌هاى طبيعى محيط زيست بنا شده است. در شرايط فشار فزاينده براى محيط زيست پاكتر، فقط شركتهايى دوام مى‌آورند كه برنامه‌هاى زيست محيطى را در دل فرايندهاى كارى خود وارد كرده و از عملكرد مسئولانه خود در قبال محيط زيست در راستاى هدفهاى استراتژيك بهره گيرند (334).
12. عدم قطعيت در اكثر پروژه‌هاى تجارى، حقيقتى غير قابل انكار است و تعجبى ندارد كه بسيارى از پروژه‌ها شكست مى‌خورند. با اين وجود سالانه دهها هزار توسعه محصول جديد و پروژه پيچيده نيز با موفقيت تمام مى‌شوند. پژوهشها نشان داده كه ريشه اصلى خطرات توسعه محصول را مى‌توان در تغييرات سازمانى و اهميت ميان رشته اى محيط كسب و كار جستجو كرد؛ پديده اى كه در پروژه‌هاى تكنولوژى ـ بنيان ابعادى دو چندان دارد (341).
از جمله يافته‌هاى چشمگير تحقيقات، اين بود كه بسيارى از عوامل موفقيت در مديريت ريسك، به عامل انسانى بر مى‌گردد. آن دسته از عوامل سازمانى كه نيازهاى فردى و حرفه اى را ارضاء مى‌كنند، بيشترين تاثير را بر ايجاد اعتماد، احترام و اعتبار در اعضاى تيم بر جاى مى‌گذارند. مديران موفق، مى‌توانند ريسك را در همان مرحله اوليه چرخه توسعه شناسايى و با آن برخورد كنند (352).
13. بسيارى از شركتهاى فعال در عرصه تكنولوژى پيشرفته، بخش عمده اى از درآمد خود را از محل قراردادهايى كاملاٌ رقابتى و شركت در مناقصه به دست مى‌آورند. كسب امتياز بالا در مناقصه، مستلزم كار تيمى نظام مند و فشرده تمامى بخشهاى پشتيبان و سازمانهاى همكار است كه داراى چهار ويژگى است (357).
براى موفقيت در مناقصه و گرفتن كار، توجه صرف به قيمت، موقعيت بازار يا شانس، كفايت نمى‌كند. گرفتن پروژه از راه شركت در مناقصه به عوامل زيادى بستگى دارد كه دست كم تا اندازه‌اى، زير كنترل مديران هستند. گام نخست در گرفتن پروژه و عقد قرارداد ارزيابى دقيق فرصت مناقصه و تصميم‌گيرى درست است. اما بايد اين گام مهم با تلاش فراوان در مرحله پيش از فراخوان، تهيه پيشنهادهاى خوب و درنهايت تعامل با مشترى بعد از ارائه پيشنهاد دنبال شود (374).
يك پيشنهاد پروژه عالى بايد اين چهار پيش شرط را داشته باشد (376):
الف ـ تماس فراوان با مشترى،
ب ـ تجربه مرتبط پيشين،
پ ـ آمادگى فنى براى انجام پروژه،
ت ـ آمادگى سازمانى براى اجرا.
14. مديران ارشد، به خوبى دريافته اند كه تركيب ماهرانه تكنولوژى و مديريت آن، مى‌تواند مزاياى رقابتى چشمگيرى خلق كند. شركتها براى بقا و موفقيت در دنياى به شدت رقابتى امروزى، بايد به بهترين فرايندها و عملكردها دسترسى داشته باشند. در اين ميان، مديريت پروژه به عنوان بخشى از سازمان كه بسيارى از كاركردهاى مهم بنگاه، مانند: توسعه محصول جديد، تحقيق و توسعه، خدمات پس از فروش و تهيه پيشنهاد براى مناقصه‌ها را به يكديگر گره مى‌زند، اهميتى حياتى مى‌يابد (383).
پيچيدگى‌هاى مديريت پروژه و اهميت آن در عملكرد شركتها، بسيارى از سازمانهاى تكنولوژى ـ بنيان را قانع كرده كه يك گروه مشاوره مديريت داخلى راه بيندازند يا از مشاوره خارج از شركت استفاده كنند. شركتهايى در استفاده از خدمات مشاوره اى موفق اند كه بتوانند با كمك اين خدمات، تخصص و مهارت بنگاه در حوزه‌هاى ويژه را افزايش دهند، توانمندى‌هاى داخلى و خارجى را ترازيابى كنند و باورهاى سنتى را به چالش بكشند‌(391).

بهره مندان از كتاب
كتاب، مرجع كامل و با ارزشى براى مديران، كارشناسان و دست‌دركاران محيطهاى تكنولوژى ـ بنيان به شمار مى‌رود. كتاب مى‌تواند در شناخت سازمان و عوامل موثر در موفقيت كسب و كار تكنولوژى ـ بنيان براى مديران و متخصصان تكنولوژى گرا، فارغ از اينكه در چه سطحى باشند، مفيد باشد. هم چنين براى دانشجويان رشته‌هاى مديريت تكنولوژى، مديريت صنعتى و مهندسى صنايع بسيار ارزشمند است.

منبع: ماهنامه تدبير ش 198