مرکز رشد شريف صفحه نخست

درخدمت وخيانت مقاله‌نويسان!/‌٢

در ادامه ميزگرد ايسنا، دكتر زلفى گل در سخنانى اظهار داشت: با مطالعه اظهارنظرها و گفت‌و‌گوهاى متعدد صاحب نظران در هفته‌هاى اخير و اظهارات دكتر رفيعى متوجه شدم كه در هيچ يك از انتقادات، عنادى وجود نداشته و همه دلسوزانه است و متوليان علمى كشور بايد با شنيدن همه نظرات، نتيجه‌گيرى كنند.

انتقاد از محققان در انجمن شيمى مطرح شود، نه مجامع عمومى!

وى تصريح كرد: اقتصاد كشور بر پايه نفت، گاز، پتروشيمى و معادن است و به طور طبيعى شيمى در ايران جايگاه بالاترى داشته و نقش بيشترى در اجتماع، اقتصاد و اشتغال ايفا مى‌كند، اما به نظر من رسالت ما بالاتر از آن است كه بحث را تنها درميان هم صنف‌هاى خودمان متركز كنيم و مابقى مغفول بمانند لذا پيشنهاد مى كنم مباحث مربوط به شيمى و انتقاداتى كه در مورد مقالات محققان اين رشته مطرح است به جاى طرح در رسانه‌ها و مجامع عمومى و نشست‌هايى مثل اين ميزگرد صرفا در انجمن شيمى مطرح شود و به جاى آن به جنبه‌هاى كلى و جدى‌تر بحث تحقيقات در كشور پرداخته شود.

وى در تشريح برخى زمينه‌ها و سوالات قابل بررسى در حوزه پژوهش و تحقيقات كشور گفت: آيا قبول داريم كه تحقيقات به انواع مختلف كاربردى، توسعه‌يى و بنيادى تقسيم مى‌شود؟ آيا بايد مشخص شود كه چه ميزان از افراد در هر يك از اين شاخه‌ها فعاليت داشته باشند و چه نظام‌هاى انگيزشى براى ورود متناسب افراد به هر يك از اين حوزه‌ها ايجاد كنيم؟

سوال خوبى را دكتر رفيعى مطرح كرد كه «رسالت دانشگاه‌ها در خصوص تحقيقات چيست؟» تا الان دانشگاه‌هاى ما در راستاى كسب دانش و به قول دكتر منصورى، «نقالى دانش» فعال بوده‌اند و حال كه بايد آموزش و پژوهش محور باشد، رسالت دانشگاه‌ها چيست و بايد به كداميك از جنبه‌هاى تحقيقات توجه داشته باشند؟

زلفى‌گل ادامه داد: سوال ديگر اين است كه رسالت دانشگاه در خصوص فن‌آورى چيست؟ چون علم را بايد منتشر كرد و در آن مالكيت مطرح نيست اما در «فن‌آورى» كه «هنر به كارگيرى علم» است، موضوع مالكيت مطرح مى‌شود و بايد دانشگاه مشخص كند كه در زمينه علم مى‌خواهد فعاليت داشته باشد يا فن‌آورى و يا هر دو.

از سوى ديگر، آئين‌نامه‌ها و ملاك‌هاى ما چه ويژگى داشته باشد كه نظام انگيزشى را براى افراد و گروه‌هاى خاص طورى تنظيم كند كه اگر كسى كار كاربردى كرد، آنقدر امتياز بگيرد و ارضاء شود كه احساس نكند نسبت به كسى كه مقاله چاپ كرده، باخته است و بالعكس.

نظام انگيزشى دانشگاه‌ها در جهت همسويى با صنعت و فن‌آورى اصلاح شود!

وى افزود: بايد نظام انگيزشى ما در مورد فن‌آورى و تحقيقات بنيادى مشخص شود و بدانيم براى هدايت دانشگاهيان به سمت تحقيقات كاربردى بايد به چه اهرم‌هايى متوسل شويم و اين كه مثلا بيشتر به كتاب و مقاله بها مى‌شود بايد آسيب شناسى شود. آيا ملاك‌هايمان نبايد تغيير كنند؟ بيائيد راهكار ارائه دهيم و در آن استانداردهاى لازم براى ارتقا را تغيير دهيم و همسويى و هماهنگى ميان صنعت و دانشگاه به وجود ‌آوريم.

دكتر زلفى‌گل خاطرنشان كرد: بايد بررسى شود كه يافته‌هاى قابل انتشار و توليد شده دانشگاهيان در چه سطحى (ملى يا بين‌المللى) منتشر شده و آيا اين صحيح است كه دانشمندى كه تمام حقوقش را از ايران دريافت مى‌كند، نتايج كار خود را به خارج از كشور ارسال كند و اين يعنى مهاجرت مغزها؟ از سوى ديگر، مگر ما چه ميزان سهم از استخر دانش جهانى را داريم كه چنين حرفى بزنيم و آيا دنياى علم نيز چنين حرفى زده و نتايج علمش را در اختيار ما نمى‌گذارد و چه كنيم كه بخشى از محققان خارج از كشور در تيم ما بازى كنند؟ چون برخى مى گويند كه ما الان داريم مسائل آنها را حل مى كنيم. چه كنيم كه مسائل خودمان را هم حل كنيم؟

راهكارهاى افزايش كيفيت و اثر بخشى برون‌داد‌هاى پژوهشى به ويژه مقالات چيست؟ به نظر من اين امر با مديريت محقق مى‌شود و كارى كه دكتر منصورى - در زمان تصدى معاونت پژوهشى وزارت علوم - كرد و با سيستم‌هاى انگيزشى كميت را بالا برد، در مرحله بعد با استفاده از اهرم‌هاى مديريتى مى‌توان كميت را با كيفيت تلفيق كرده و كيفيت را ارتقا داد.

به گزارش ايسنا، زلفى‌گل در ادامه تبيين سوولات و زمينه‌هاى كلان قابل طرح در حوزه پژوهش كشور گفت: راهكارهاى نظارت عمومى و نقد علمى مستندات علمى كدام است و چرا ما دانشگاهى در جمع 500 دانشگاه برتر نداريم؟ البته بايد توجه داشت كه آنها قدمت 200، 300 ساله در زمينه علم دارند و حال آنكه اولين دوره دكترى ما پس از انقلاب و در سال 65 ايجاد شد و آيا ما مى توانيم انتظار داشته باشيم كه يك مركز در كشورمان با موسسه‌هاى خارجى با بيش از يك قرن سابقه رقابت كند؟

وى افزود: بايد ديد چند درصد اعضاى هيات علمى، نقش جدى در نوشتن همين مقالاتى كه ما قبولشان نداريم و تمرين در پژوهش خوانده مى‌شوند، دارند و چه راهكارهايى بينديشيم كه آن 90 درصدى كه نقش ندارند، حداقل نوشتن را تمرين كنند؟

منتقدان به جاى اكثريت غيرفعال اساتيد، 10 درصد فعال را هدف نگيرند!

عضو هيات علمى دانشگاه بوعلى سينا در ادامه خطاب به منتقدان مقالات ISI گفت: بايد مراقب باشيم خداى نكرده با قلم و زبانمان آن‌هايى را كه شروع به نوشتن كرده‌اند و ما هم قبولشان نداريم، مخاطب قرار نداده و تيغ‌هاى پيكان به سمت آنهايى نرود كه حداقل خود را در بوته نقد گذاشته‌اند تا آن وقت 90 درصدى كه كارى نمى‌كنند و برخى در طول 10 سال فعاليتشان حتى يك مقاله هم نمى‌نويسند كه بدانيم نتايج فكر آنها چيست، همچنان خواب راحت داشته باشند و آن 10 درصد فعال در اين حوزه هم به اين نتيجه برسند كه اگر كارى هم نكنى، كسى كارى به كارت ندارد!

وى گفت: ما معمولا در انتقاداتمان راهكار ارائه نمى‌دهيم. بيائيد روى مسائل كلان‌تر صحبت كنيم و كارى نكنيم كه همين چند درصدى كه تمرين در پژوهش مى كنند دلسرد شوند بلكه كمك كنيم تا كار كيفى تر ارائه دهند.

توسعه علمى با مقاله نوشتن و جايزه گرفتن محقق نمى‌شود!

در ادامه ميزگرد ايسنا، دكتر يلپانى در پاسخ به دكتر زلفى‌گل كه خواهان خوددارى از طرح انتقاد از شيميست‌ها در محافل عمومى و منحصر كردن آن به انجمن شيمى ايران به عنوان نهاد صنفى شده بود، ابراز عقيده كرد: ما بارها اين مباحث را در انجمن شيمى مطرح كرده و راهكار داده‌ايم اما چون با كار روتينى كه انجام مى دهند، هماهنگ نيست به آن توجه نمى كنند.

وى اضافه داد: من سال‌ها پيش پيشنهاد دادم كه تغييرى در تركيب دانشجويان دكتريتان ايجاد نكنيد اما به نيمى از دانشجويان فوق ليسانستان مسائل كاربردى بدهيد چون بايد به صنعت بروند و صنعت كشور بايد از فارغ‌التحصيلانى كه از زير دست شما بيرون مى‌آيند، استفاده كند.

ابتدا بايد نيتمان را درست كنيم. استاد معمول جامعه ما عادت كرده كه دانشجويش يك هفته در آزمايشگاه كار كند و تزش را ارائه دهد كه اين با تجربيات من همخوانى ندارد و ما اين‌گونه به جايى نمى رسيم. ممكن است كپى سازى كنيم و آن انگيزه‌اى كه شما مى گوييد (جايزه) حاصل شود اما آنچه ما مى خواهيم جامعه علمى توام با توليد داشته باشيم، به دست نمى آيد.

به گزارش ايسنا، دكتر يلپانى اضافه كرد: متاسفانه جامعه ما ابن سينا را نپذيرفت اما جامعه اروپا او را پذيرفت و از نوشته‌هاى او نكات زيادى آموخت اما ما به تازگى كتاب قانون او را ترجمه كرده‌ايم، در حالى كه ديگر دير شده و علم پزشكى اروپا، وارد جامعه ما شده و ترجمه آن، عمل بيهوده‌اى است.

بسيارى از مجلات علمى خارجى به دليل ضرورت‌هاى مالى، اعتبار گذشته خود را از دست داده‌اند!

وى در ادامه با اشاره به اين كه محققان شيمى به چاپ مقاله در مجلاتى افتخار مى‌كنند كه على‌رغم عناوين چشمگيرى كه دارند از كيفيت چندانى برخوردار نيستند، اظهار داشت: متاسفانه جامعه علمى و نشريات غربى همان جامعه‌اى نيست كه تا چند دهه پيش بود، بلكه بيشتر مجلات علمى، خصوصى شده و در پى درآمدهاى كلان هستند و چه بسا براى جلب خريدار در كشورهاى مختلف، مقالات بى‌كيفيت محققان آن كشورها را چاپ مى‌كنند و مى‌بينيم كه يك مقاله يك محقق در دو مجله مختلف چاپ مى‌شود. در چنين شرايطى ما بايد خودمان خود را كنترل كنيم و ISI را بيش از آنچه هست جلوه ندهيم.

دكتر يلپانى اضافه كرد: مفهوم ISI، كارتكس (طبقه بندى و فهرست‌نويسى) است اما كارى كه ما با آن مى‌كنيم و تصوير غلطى كه از آن ارائه مى‌دهيم باعث مى‌شود، افرادى كه هيچ تصويرى از ISI ندارند، گيج ‌شوند.

ISI هيچ گونه ارزشيابى به خودى خود نمى‌كند و اين دانشمند است كه بايد تصميم بگيرد، مقاله‌اى خوب است يا خير. ما بايد ببينيم آنجا كه كشورهاى پيشرفته موفق بوده‌اند، چه كرده‌اند و پشتيبان آنها چه چيزى بوده است؟

وى در ادامه با تاكيد بر ضرورت توجه به جنبه‌هاى كاربردى و صنعتى علم شيمى به جاى پرداختن به مقاله‌نويسى اظهار داشت: دو، سه سال پيش همكارم كه در آلمان بود مقاله‌اش را برايم فرستاد كه در آن روشى ارائه شده بود كه طى آن با يك پروسه بسيار ساده مى‌توان پيوندها را شكست و تركيبى ايجاد كرد كه مى‌توان از آن به جاى سوخت ديزل در موتورها استفاده كرد. من رفتم مركز پتروشيمى ايران، با چند نفر از همكاران صحبت كردم، تو رو به خدا بيائيد اين كار را بكنيم، من بلدم، نه براى من، براى ايران به ثبت برسانيم ولى هيچ توجهى نشد.

زلفى گل با تاييد اين بخش از صحبت‌هاى دكتر يلپانى گفت: همكار خود ما چهار سال پيش قير رنگى ساخت كه براى آسفالت به جاى رنگ‌هاى خط كشى‌ها كه دائم پاك مى‌شوند، قير رنگى بريزيم كه با خوردگى آسفالت هم ثابت باشد ولى بحث ما روى اينها نيست. همان محققى كه شما در صحبت‌ها و مقاله‌تان مقالاتش را زير سوال برديد تركيبى را براى اولين بار گزارش كرده كه شركت‌هاى صنايع شيميايى آن را مى‌فروشند و در كاتالوگشان به مقاله او رفرنس مى‌دهند.

چاپ يك مقاله در دو مجله از سوى برخى محققان صرفا ناشى از عدم اطلاع‌رسانى به موقع برخى مجلات خارجى است

وى اضافه كرد: من مى‌گويم نياييم در پرونده افراد بگرديم و چند لكه سياه پيدا كنيم. در مورد دو بار چاپ يك مقاله كه در مقاله انتقاديتان به يك مورد اين چنينى اشاره كرده و با استناد به آن كار يكى از اساتيد برجسته شيمى كشور را زير سوال برده بوديد هم بايد گفت، خود من بيش از 15 محقق ايرانى را سراغ دارم كه مقاله‌شان علاوه بر مجله Russian Journal Of organic chemistry در مجله ديگرى هم دوباره چاپ شده است، زيرا پس از ارسال مقاله، رسيد و ايميلى دريافت نشده و نويسنده مقاله مى‌گويد حتما دستشان نرسيده و مقاله‌اش را به جاى ديگرى ارائه مى‌دهد اما بعد مشاهده مى‌كنيم كه مقاله دوبار به چاپ رسيده است.

دكتر يلپانى در پاسخ گفت: خب مقالاتتان را به مجلاتى مثل Russian Journal Of organic chemistry يا Ethiopian chemical society كه حتى در رسيدگى به مقاله چنين وضعى دارند، نفرستيد!

چاپ مقاله در مجلات سطح بالا نياز به تجهيزات پيشرفته دارد

دكتر زلفى گل در جواب گفت: چاپ مقاله در مجلات سطح بالا نياز به تجهيزات پيشرفته دارد و در چنين شرايطى چاره‌اى جز چاپ مقاله در چنين مجلاتى نيست!

دكتر يلپانى با تاكيد بر ضرورت ارتقاى سطح كيفى مقالات شيميست‌هاى ايرانى به «رامان»، شيميدان هندى برنده جايزه نوبل اشاره كرد كه زمانى كه استاد دانشگاه كلكته بود موفق به كشف پديده موسوم به «اثر رامان» شد و اظهار داشت: «رامان» با چند لنز و ذره‌بين مقاله معروف خود را چاپ كرد!

دكتر زلفى گل در پاسخ گفت: كار «رامان» مربوط به هشتاد سال پيش است و چنين تجهيزاتى ديگر جواب نمى‌دهد! چاپ مقاله كيفى در شيمى به تجهيزاتى مثل NMR 600، XRay و ... نياز دارد.

نبود تجهيزات پيشرفته چاپ مقالات با كيفيت پايين را توجيه نمى‌كند!

دكتر يلپانى هم در ادامه با بيان كه ده‌ها دستگاه NMR 500 مگاهرتز به بالا و تجهيزات پيشرفته‌اى از اين دست در كشور وجود دارند كه بعضا بلااستفاده در گوشه آزمايشگاه‌هاى دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشى رها شده‌اند، چاپ مقالات با كيفيت پايين به بهانه نبود تجهيزات را توجيهى غير قابل قبول خواند.

در ادامه اين ميزگرد، دكتر منصورى با بيان اين كه مباحث مطرح شده از سوى دكتر يلپانى و رفيعى، نقد اجتماعى است كه هر كشورى به آن نياز دارد، گفت: با اين حال مسائل ديگرى هم در اين بين مطرح است كه بايد در نظر بگيريد. بحث‌هايى مثل ارتباط با صنعت و علم در خدمت جامعه و نيازهاى كشور بحث جديدى نيست و در سال‌هاى پس از انقلاب همواره مطرح بوده است. موضوع ارتباط دانشگاه با صنعت از جهاد دانشگاهى مطرح شد. در زمان انقلاب فرهنگى (سال 1359) كه من هم مسئول كميته علوم پايه جهاد دانشگاهى بودم، همه دنبال چنين مسائلى بودند و مقاله نويسى اصلا مطرح نبود. در آن زمان ايران 120 مقاله در سال بيشتر نداشت و برخلاف آنچه برخى اساتيد قبل از انقلاب ادعا مى‌كنند در دانشگاه‌ها هيچ خبرى نبود، چون كار علمى صد محقق در برابر چنين هزار عضو هيات علمى كه در دانشگاه‌ها بودند اساسا رقم قابل توجهى نيست.

در آن مقطع كارهاى زيادى در زمينه ارتباط دانشگاه با صنعت شد اما چيزى از آن فعاليت‌ها به دست نيامد و طرفداران اين مساله هم هيچ وقت پاسخى علمى درباره علت نتيجه ندادن اين اقدامات ندادند.

در تحليل شرايط علمى كشور نمى‌توان كشورهاى ديگر را مبنا قرار داد

وى خطاب به دكتر رفيعى و دكتر يلپانى گفت: در تحليل شرايط علمى كشور نمى‌توان چين و ژاپن و كره يا آلمان و امريكا را كه شرايطى كاملا متفاوت با ايران دارند مثال زد. شرايط و واقعيت‌هاى كشور ما همين‌هاست كه در صحبت‌هايتان به نقد گوشه‌اى از آن پرداختيد و بايد ديد كسى كه بر جايگاه سياستگذارى در ايران امروز - نه كشورى خيالى يا ايران چند قرن پيش - قرار مى‌گيرد و مى‌خواهد براى اعتلاى اين كشور كار كند، بايد با توجه به شرايط موجود چه بايد بكند؟

كل بودجه تخصيصى به تشويق مقالات حداكثر 500 ميليون تومان بود

معاون پژوهشى سابق وزير علوم با اشاره به انتقاداتى كه درباره اعطاى جايزه به مقالات مطرح شده و اين كه رشد مقالات علمى در سال‌هاى اخير ناشى از جوايز نقدى اعطايى از سوى وزارت علوم عنوان مى‌شود، گفت: كل بودجه‌ تخصيصى وزارت علوم براى تشويق مقالات كه اين همه بحث و انتقاد در مورد آن مطرح مى‌شود، در بهترين حالت به 500 ميليون تومان هم نرسيد اما در همان سال حداقل پنج ميليارد تومان (10 برابر) براى ارتباط با صنعت هزينه شد كه البته نتيجه خوبى هم داشت. تشويق مقاله‌نويسى كه بخشى از سياست درستى است كه هنوز هم كم و بيش ادامه دارد با چنين بودجه‌هايى انجام شده است. كسى نمى‌گويد همه بودجه پژوهش كشور را صرف اين كار كنيم ولى بهر حال بايد يكى، دو درصد بودجه را در اين زمينه هزينه كنيم.

صرف بودجه‌اى ناچيز براى تشويق، آمار مقالات ايران را طى چهار سال پنج برابر كرد

وى با تاكيد بر اين كه مقاله‌نويسى و حمايت از آن در تمام رشته‌ها بدون اسثناء خوب است، اظهار داشت: ما با تشويق 500 ميليون تومان در سال كه اساسا رقمى نيست، از آمار هزار مقاله‌ در سال كه حاصل تلاش حدود 700 محقق فعال در كشور بود، طى چهار سال به حدود پنج هزار رسيديم كه در مقايسه با هزينه‌هايى كه براى ارتباط با صنعت شده و جواب هم داده - كما اين كه اساتيدى در دانشگاه‌ها داريم كه آن قدر درگير ارتباط با صنايع هستند كه مجال و فرصتى براى همكارى بيشتر با صنعت ندارند - موفقيتى بسيار چشمگير است. از سوى ديگر، استادى كه نه بلد است درس دهد، ‌نه مقاله بنويسد و نه با صنعت ارتباط داشته باشد را چه مى‌شود كرد. اين بخشى از واقعيت اجتماع ماست كه بايد براساس آن اظهار نظر كرد.

آشنايى دانشگاهيان با مفهوم علم نوين نيازمند حداقل 50 سال زمان است

منصورى با بيان اينكه تنها 10 درصد از دانشگاهيان در چاپ مقالات ISI فعالند، اظهار كرد: خود ما دانشگاهيان - نه مسئولان ما و نه مردم - حداقل 50 سال زمان نياز داريم تا متوجه شويم علم چيست و آن را درست مديريت كنيم و هنوز دانشگاهى را كه به صورت مدرن اداره شود در كشور نداريم. اين در حالى است كه روسا و معاونان پژوهشى دانشگاه‌هاى ما همه دانشگاهى هستند ولى به دليل عدم آشنايى و نداشتن تلقى درست نسبت به روند رشد علمى كه كشورهاى پيشرفته طى چند قرن اخير پيموده‌اند قادر به مديريت علمى نيستند.

به گزارش ايسنا، عضو فرهنگستان علوم جهان سوم در ادامه با اشاره به اظهارات دكتر يلپانى و دكتر رفيعى كه در آن بر وضعيت واردات كلان مواد شيميايى و ظرفيت‌هاى فراوان در صنايع شيميايى و پتروشيمى تاكيد داشتند، اظهار داشت: اين قدر از مواد شيميايى مثال نزنيد! منابع و ظرفيت‌هاى صنعتى كشور بسيار فراتر از اين‌هاست. عمده خاك ايران سيليس است كه آن را تنى يك دلار مى‌فروشيم اما گاهى داخل آن كوارتز هم هست كه آن را به همان قيمت مى‌فروشيم و از آن‌طرف شيشه خام را به قيمت تنى حداقل صد دلار وارد مى‌كنيم. آيا ما كه چنين خاك باارزشى را بيل، بيل مى‌فروشيم چنين مساله ساده‌اى را درك نمى‌كنيم يا واقعيت‌هاى ديگرى وجود دارد؟! اگر واقعا ارتباط با صنعت و ساخت محصولات وارداتى به همين سادگى بود كه شما در صحبت‌هايتان مى‌گوييد، آيا بعد از اين همه سال وضعيت به اين صورت بود؟

تحليل و ارائه راهكار بايد با توجه به تمامى واقعيت‌هاى موجود در شرايط كنونى كشور باشد

وى با بيان اين كه يك كارخانه آلمانى، براساس آمار 10 سال پيش، روزى 10 هزار نوع شيشه عينك وارد ايران مى‌كند در حالى كه مى‌توان آن را با بهترين كيفيت در ايران توليد كرد، اظهار داشت: اين مساله را خود ما تجربه كرديم! در سال 1367 من به همراه يكى از همكاران كه اپتيك كار مى‌كرد به سراغ رييس وقت بانك صنعت و معدن رفتيم و طرح ساخت شيشه در كشور را ارائه كرديم و در شرايطى كه هنوز جنگ بود، ده ميليون تومان اعتبار براى اين طرح در نظر گرفت تا اين طرح تحقيقاتى اجرا شود و اين كار انجام شد و در سال 1370 در شوراى پژوهش‌هاى علمى كشور شيشه ساخته شده را ارائه كرديم كه وزير بهداشت وقت از اين طرح استقبال كرد. به اين ترتيب با همكارى دانشگاهيان توانستيم على‌رغم مخالفت‌ها و مشكلاتى كه از طرف شركت خارجى برايمان ايجاد شد، سيليس را به شيشه اپتيكى و محصولات مختلف مثل ذره‌بين، شيشه عينك و ... تبديل كنيم ولى بعد از سه سال با مشكلاتى مواجه شديم كه هنوز كه هنوز است تاوان آن را مى‌پردازيم. پس از اين جريان در سال 1372 آموزش تكنسين‌هاى اپتيك و عينك سازان را شروع كرديم و آموزش‌هاى دوره‌يى به آموزش‌هاى دو ساله در دانشكده اپتيك تبديل شد با اين حال مشكلاتى براى ما ايجاد كردند كه به زودى بايد مجلس ختم اين دوره‌ها را بگيريم. مثال‌هاى زياد ديگرى هم در اين زمينه وجود دارد مثل مشكلاتى بر سر موضوع توليد سموم كشاورزى ايجاد كردند. اين واقعيت اجتماع ماست كه با شرايط چين و هند و كره و اروپا و آمريكا تفاوت دارد. اين كه انتظار داشته باشيم همه مسئولان خوب باشند، همه افراد به فكر منافع ملى باشند و تطميع شركت‌هاى خارجى نشوند و ... و بر آن اساس راهكار بدهيم هيچ نتيجه‌اى ندارد. بايد واقعيت‌ها را در نظر گرفت و براساس آن راهكار داد.

سياست تشويق مقالات از سوى وزارت علوم قرار بود سال به سال اصلاح و بهينه شود

دكتر منصورى در ادامه در پاسخ به اين انتقاد كه اعطاى جايزه به مقالات، برخى محققان را به چاپ مقالات بى‌كيفيت در مجلاتى با «ضريب تاثير» پايين سوق داده است، اظهار داشت: در مقطع خاصى براى تشويق نويسندگان مقالات، 400 هزار تومان به آنها تعلق گرفت كه در سال بعد ديديم ضريب تاثير مقالات شيمى در ايران پايين آمده زيرا برخى شيميدان‌ها براى اين كه جايزه بيشترى بگيرند، مقالات خود را در مجلات بى‌كيفيت چاپ مى‌كردند تا جايزه بيشترى بگيرند يا يك مقاله را به دو يا سه مقاله تبديل مى‌كردند، بنابراين سال بعد با لحاظ كردن ضريب تاثير مجلاتى كه مقالات در آنها چاپ مى‌شد، ‌ميزان تشويق را از 50 هزار تومان تا يك ميليون تومان قرار داديم و بدين ترتيب دو، ‌سه محقق برتر شناسايى شدند كه به صورت نامحدود از آنها حمايت كرديم و قرار بود به تدريج از سال بعد به تدريج، جوايز نقدى به جاى محققان به آزمايشگاه‌هاى پرمقاله داده شود كه با تغيير دولت، اين سياست كه قرار بود هر سال بهبود يابد نيمه‌كاره رها شد و تنها بحث تشويق مقالات باقى ماند.

استاد دانشگاهى كه 500 فرايند ايجاد كرده اما هيچ مقاله‌اى ننوشته، جايش در صنعت است نه دانشگاه!

معاون پژوهشى وزير سابق علوم همچنين در پاسخ به اظهارات دكتر رفيعى كه از عدم ارتقاى برخى اعضاى هيات علمى موفق در صنعت به دليل نداشتن مقاله انتقاد كرده بود، خاطرنشان كرد: در دنياى مدرن دانشگاه و صنعت با اين كه خيلى به هم نزديك شده‌اند، دو مقوله كاملا متفاوتند كه با شناخت دقيق اين دو مفهوم مى‌توان گفت استاد دانشگاهى كه 500 فرايند ايجاد كرده اما هيچ مقاله‌اى ننوشته است، جايش در دانشگاه نيست و بايد به صنعت برود، همانطور كه در صنعت دنيا افرادى با مدارج و سطح علمى بسيار بالا داريم كه هيچ گاه خود را به عنوان استاد دانشگاه مطرح نمى‌كنند. وقتى بدانيم علم چگونه رشد مى‌كند، مى‌فهيميم كه علم، علم است و صنعت، صنعت و انتظار نخواهيم داشت كسى كه در صنعت موفق است در دانشگاه ارتقاء پيدا كند.

وى افزود: نمى‌توانم تصور كنم كسى كه تا چند سال پيش مى‌توانست با دو، سه مقاله و يا هيچ مقاله‌! استاد شود، دانشيار باقى مانده باشد و مطمئنا اشتباه از طرف خودش بوده يا اساسا تمايلى به استاد شدن نداشته است. در آئين نامه كنونى وزارت علوم آنقدر تعداد مقاله لازم كم است كه آدم خجالت مى‌كشد بگويد با اين تعداد مقاله استاد شده ‌است و استادانى را مى‌شناسم كه با چاپ مقاله در روزنامه‌ها استاد شده‌اند! از طرف ديگر، كسى كه صنعتكار خوبى است امكان ندارد نتواند چهار مقاله بنويسد.

عضو فرهنگستان علوم جهان سوم (TWAS) با بيان اينكه نمى توان تصور كرد، صنعتى بدون پيشرفت دانشگاه، پيشرفت كند، افزود: كشورهايى مثل هند و چين و كره كه صنعتى توسعه‌يافته‌اى دارند، ساليان سال است كه مقالات زيادى هم در رشته‌هاى مختلف ارائه كرده‌اند.

اين بخش از اظهارات دكتر منصورى با مخالفت دكتر رفيعى مواجه شد كه همچنان تاكيد داشت محققان در كشورهاى ياد شده سال‌ها صرفا بر زمينه‌هاى كاربردى متمركز شده بوده‌اند و مقاله نويسى در آنها در سال‌هاى اخير آغاز شده است.

دكتر زلفى‌گل نيز با تاييد بخشى از اظهارات دكتر منصورى گفت: شرايط در گذشته به گونه‌اى بود كه افرادى در دانشگاه ما بدون مقاله يا با مقالاتى انگشت‌شمار دانشيار شده‌اند ولى الان سطح با پنج سال پيش قابل مقايسه نيست و كسى كه قرار است در دانشگاه بوعلى سينا استاد شود، بايد 40 تا 50 مقاله داشته باشد و ضوابط ديگرى هم وجود دارد.

مخالف 500 ميليون تومان جايزه مقالات نيستم، نگران20 ميليارد دلار واردات محصولات شيميايى‌ام!

دكتر رفيعى در ادامه با تاكيد بر اين كه براى رسيدن به راهكارها و شرايط مطلوب بايد بى‌رحمانه يكديگر را نقد كرد، اظهار داشت: در پژوهش گسترده‌اى كه حاصل تحقيقات ميدانى‌ام است، ضمن بررسى وضعيت موجود و مشكلاتى كه وجود دارد به تفصيل درباره راهكارهاى رفع اين مشكلات و اين كه در شيمى كشور چه بايد كرد، بحث شده و اين گونه نبوده كه براى برطرف كردن موانع موجود راهكارى ارائه نشود.

من به هيچ وجه مخالف مقاله نوشتن و منتقد500 ميليون تومانى كه براى تشويق مقالات هزينه شده و اساسا رقمى هم محسوب نمى‌شود، نيستم؛ بلكه نگران آن 20 ميليارد دلار واردات محصولات شيميايى هستم كه حتى اگر يك درصد آن در داخل توليد شود، 200 ميليون دلار عائد كشور مى‌شود.

به گزارش ايسنا، وى تصريح كرد: هفت مركز تحقيقات شيمى با سابقه در كشور داريم كه تمامى تحقيقات آنها را مطالعه كرديم و مشاهده شد كه از آنها تنها 2050 مقاله منتشر شده است و درخواست كرديم اگر طرحى به توليد رسيده،‌اعلام كنند اما هيچ‌كدام جوابى ندادند و تنها پژوهشگاه پليمر اعلام كرد كه تعدادى از طرح‌هاى پژوهشگاه به مرحله پايلوت رسيده است زيرا تقريبا تمام مراكز تحقيقاتى به سمت چاپ مقاله هدايت شده‌اند تا امتياز بگيرند.

در زمينه انجمن‌هاى علمى هم به جز يك انجمن، ساير انجمن‌هاى علمى از جمله انجمن شيمى حتى يك بار هم نسبت به موضوعات مهمى كه پيرامون حوزه تخصصى آنهاست واكنش نشان نداده‌اند و اين در حالى است كه در قراردادها و ساير زمينه‌هاى صنعت نفت و پتروشيمى كشور مسائل زيادى وجود دارد و در اساسنامه اين انجمن هم تاكيد شده است كه بايد در خصوص آموزش،‌ توليد و غيره اظهارنظر كند ولى در آنجا امكان طرح چنين مباحث و نظراتى وجود ندارد.

در ادامه اين ميزگرد، دكتر يلپانى در پاسخ به بخشى از اظهارات دكتر زلفى‌گل در رد انتقادات وى در زمينه مقالات ISI گفت: خود من تاكنون 72 مقاله به چاپ رسانده‌ام كه حتى مقدمه هيچ يك قابل انطباق با نوشته ديگر نيست و هيچ كدام ازآن را در مجلات درجه دو و سه روسى يا بولتن «انجمن شيمى اتيوپى» و نظاير آن چاپ نكرده‌ام بلكه اين مقالات را تنها به مجلات وابسته به چند انجمن معتبر شيمى دنيا داده‌ام و يادم مى‌آيد در شرايطى كه هنوزامكان ارتباط الكترونيكى نبود همه آن مجلات به صورت كاملا مرتب، پس از ارسال هر مقاله طى چند هفته به ترتيب دريافت مقاله، بررسى آن و ساير مراحل چاپ را از طريق نامه به من اطلاع مى‌دادند. مشكل اين است كه حالا مقاله‌نويسى مد شده و محققان ما در هر مجله‌اى مقاله چاپ مى‌كنند.

دانشگاه‌هاى ما قبل از تشويق مقالات هم از جامعه دور بودند!

دكتر منصورى در پاسخ اظهار داشت: دانشگاه‌هاى ما قبل از به تعبير شما مد شدن مقاله‌نويسى هم از جامعه دور بودند و اشكالى كه امروز شما مطرح مى‌كنيد هيچ ارتباطى با مقاله‌نويسى ندارد.

بعضى حرف‌ها با هر نيتى كه زده شود ممكن است در جامعه نتيجه معكوس داشته باشد!

وى در عين حال بر رسالت سترگ انجمن‌هاى علمى در ارتباط دادن علم با جامعه و عملكرد بسيار ضعيف انجمن‌ها در اين خصوص اذعان و خاطرنشان كرد: كسى مخالف طرح چنين مباحثى نيست و من هم معتقدم كه اين حرف‌ها بايد زده شود و دست هر كس را هم كه به توليد اين 20 ميليارد محصولات وارداتى در ايران توليد كند بايد بوسيد ولى بايد در اظهارنظرها به شرايط جامعه هم توجه كرد چون بعضى حرف‌ها با هر نيتى كه زده شود ممكن است در جامعه نتيجه معكوس داشته باشد و در اين صورت گوينده آن مقصر است.

دانشجويان با اجراى پايان‌نامه‌هاى كاربردى از امتياز مقاله در آزمون دكترى محروم مى‌شوند!

دكتر زلفى گل نيز در پاسخ به پيشنهاد دكتر يلپانى مبنى بر دادن طرح‌هاى كاربردى به بخشى از دانشجويان فوق ليسانس در كنار طرح‌هاى بنيادى كه به بخشى از آنها داده مى‌شود، گفت: از دانشجويانى كه براى دكترى امتحان ‌داده و در مصاحبه شركت مى‌كنند، مقاله مى‌خواهند و بدين ترتيب دانشجويان استاد را لاى منگنه مى‌گذارند كه از آنها مقاله بخواهد. خود من چند سال پيش به دانشجويى تحقيقى كاربردى دادم كه كاملا در راستاى نيازهاى منطقه بود. ما به جايى رسيده‌ايم كه بايد استانداردهايمان را مجددا بازنگرى و اصلاح كنيم. زمانى كه وزارت علوم در آئين‌نامه‌اى شرط پذيرش دانشجو از فوق ليسانس به دكترى بدون آزمون را داشتن مقاله قيد مى‌كند، ‌دانشجويى كه پس از فعاليت روى پروژه‌اى كاربردى در آخر چيزى عايدش نشود، قبول نمى‌كند. ما بايد استانداردهاى جديدى تعريف كنيم كه در آنها ضرورت انجام تحقيقات كاربردى و بنيادى مشخص شود تا كسى متضرر نشود.

با رشوه دادن به عنوان جايزه يا به هر شكل ديگر مخالفم!

دكتر يلپانى اظهار داشت: من اشكالى در اين كه 500 ميليون تومان اعتبار را به عنوان حقوق بين افرادى كه صلاح مى‌دانستيد، توزيع مى‌كرديد، ‌نمى‌بينم اما از بزرگترين اشتباهات ما، از بين بردن مدارس عالى بود و اگر اين سيستم دو طبقه‌يى را در كنار چند دانشگاه نخبه مى‌داشتيم و به اساتيد آن حقوق بسيار بالا مى‌داديم، اشكالى نداشت اما با رشوه دادن به عنوان جايزه يا به هر شكل ديگر مخالفم آنهم در جامعه‌اى كه اساس آن بازار است.

وى افزود: ارائه پژوهانه، ايجاد امكانات تحقيقاتى، سفرهاى علمى بين المللى و غيره خوب است اما اينكه مطلبى را با تقلب منتشر كرده و به همان خاطر، رقمى را براى تشويق بپردازيم، ذهن دانشجو را به اين سمت سوق مى‌دهد كه استادى كه مقاله ننويسد، استاد خوبى نيست. از طرف ديگر مقالاتى كه نوشته مى‌شود بايد براساس اصول و معيارهاى علمى باشد و اين درست نيست كه تنها از اينترنت اطلاعات جمع‌آورى ‌شود.

دكتر يلپانى با انتقاد از ارجاعات داخلى گفت: متاسفانه آمار ارجاعات داخلى به مقالات ايرانى بسيار بالاتر از ارجاعات خارجى است، زيرا افراد خودشان به مقالات خود يا دوستانشان كه با انها قرار و مدار دارند، ارجاع مى‌دهند. بياييد ديگر دست از اين كار برداريم و كيفيت را ارتقا دهيم.

دكتر منصورى در پايان ميزگرد ايسنا با بيان اين كه اميد چندانى به اصلاح اساتيدى كه به شيوه‌هاى غلط عادت كرده‌اند نيست و بايد اين كار را با نسل جوان آغاز كرد بر نقش سياست تشويقى در ترغيب محققان به فعاليت‌هاى علمى و ضرورت تدام آن تاكيد كرد و اظهار داشت: پاداش منجر به تشويق و تربيت كم تجربه‌ها مى‌شود. سياست تشويقى كه طراحى كرده بوديم، يك سياست ديناميك بود كه سال به سال تصحيح مى‌شد و قرار بود در نهايت ديگر نه فرد، بلكه نهاد تشويق شود و به طور همزمان ارتباط با صنعت تقويت مى‌شد كه در نهايت اين دو به هم متصل مى‌شدند و بنابراين كار خوبى بود اما وزارت علوم فعلا سياستى ندارد و مقالات را غير متمركز كرده و تشويق هم به عنوان سياست نيست و به بودجه دانشگاه‌ها برمى‌گردد و در اين شرايط انتقاداتى نظير آنچه رييس فرهنگستان علوم مطرح كرده مى باشد كه «مقاله‌نويسى بد است» و به نظر من چنين اظهارنظرهاى مخربى كه ناشى از ناآشنايى با مفهوم علم است مى‌تواند روند رو به رشد مقالات علمى را در كشور مختل كند كه اميدوارم با سياستگذارى اصولى مسوولان ذى‌ربط و همفكرى و هم‌انديشى دانشگاهيان و صاحب‌نظران شرايط بهبود يافته و زمينه تداوم رشد توليدات علمى كشور در حوزه‌هاى نظرى و كاربردى بيش از پيش فراهم شود.