مرکز رشد شريف صفحه نخست

كار و كوشش در اسلام

در اسلام به مسئله كار و كوشش اهميت بسيار داده شده و يكى از اركان بزرگ سعادت بشر، در اين جهان و جهان آينده بشمار آمده است.
قرآن كريم در متجاوز از هشتاد آيه، شرط سعادت و نيكبختى انسان و دست يافتن او به بهشت را دو چيز ميداند:
1ـ ايمان.
2ـ كار شايسته ((عمل صالح)).
دانشمندان در تعريف كار سخنانى گفته اند ولى عرف مردم كار را چنين تعريف ميكنند؛
كار عبارت از هر چيزى است كه احتياج بصرف وقت و تحمّل زحمت براى نيل بمقصد و هدفى داشته باشد.
بنابراين هر عملى كه براى رسيدن به هدفى از انسان سر زند عرف آنرا كار مى نامد.
مهندسى كه براى تهيه نقشه ساختمانى خطوطى روى كاغذ ترسيم ميكند، او هم كار مى كند. نقّاشى كه با صرف وقت و استمداد از فكر خود، مناظرى از طبيعت در روى تابلوئى منعكس مى كند او هم كارى انجام مى دهد، نگهبانى كه كنار خيابان برابر ساختمانى ايستاده و فقط نگاه و مراقبت ميكند، او نيز بكارى مشغول است.
اين قبيل افراد را جامعه بيكار نمى خواند و همه اين اعمال را كار مى داند اما كسى را كه بدون داشتن هدف و مقصدى در پياده رو خيابان قدم ميزند يا كسى را كه قلم بدست گرفته و بدون هدف، كاغذى را خط خط مى كند، بيكار مى نامد، و اين قدم زدنهاى تفريحى و خط كشى هاى تفنّنى را كار نمى شناسد.
با توجه به مثالهاى بالا، دانسته ميشود كه جامعه، كار را منحصر به فعاليت هاى جسمى و تلاشهاى مادى نمى داند. مثلا كسيكه در دادگاه به يك واقعيّتى اعتراف كند كه به خودش زبان وارد شود ولى حقّى به صاحبش برسد، جامعه مى گويد كار بزرگى كرده است.
استادى كه براى دانشجويان تدريس مى كند، يا خطيب و واعظى كه براى ارشاد مردم سخنرانى ميكند، فقط حرف مى زند، اما جامعه او را بيكار نمى داند بلكه اين تدريس و سخنرانى را كارى ارزنده به حساب مى آورد.
در سخنان رهبران عاليقدر اسلام آنقدر بكار و كوشش توصيه و تاكيد شده است كه بالاتر از آن ممكن نيست.
على بن موسى الرضا هشتمين پيشواى اسلام كار را از جهاد در راه خدا بالاتر مى‌داند و مىگويد:
پاداش و اجر كسى كه براى تامين مخارج زندگى خود و عائله اش تلاش و كوشش مى كند و روزى خود را از فضل خداوند، در پرتو كار و كوشش مى جويد، از پاداش كسى كه در راه خدا جهاد مى كند، بيشتر است.1
اسلام، با سستى و تنبلى و بيكارى، جداً مبارزه كرده و بيكارى را عامل بدبختى و سيه روزى مى داند.
امام ششم، حضرت صادق عليه السلام، از حال عمر بن مسلم پرسش فرمود. بعرض رساندند كه او كمر به عبادت بسته و دست از كار و تجارت كشيده و تمام ساعات خود را به عبادت مى گذراند.
امام عليه اسلام از اين خبر، ناراحت شد و فرمود: واى بر او آيا نمى داند كه هر كس دنبال كار نرود دعايش در پيشگاه خداوند مستجاب نمى شود؟!
سپس امام اينطور به سخن خود ادامه داد:
جمعى از اصحاب رسول خدا (ص) وقتى اين آيه را شنيدند كه:
و من يتق الله يجعل له محرجا و يرزقه مِن حيث لا يحتسب ((سوره طلاق آيه دوم))
كسى كه تقوى و پرهيزكارى پيشه كند خدا درى بروى او مى گشايد و روزى او را از جائيكه گمان نداشته مى رساند. دست از كار و كوشش برداشتند و در بروى خود بستند و به عبادت پرداختند و با خود گفتند ديگر احتياجى به كسب و كار نداريم.2
رسول خدا از عمل آنها اطلاع يافت و باحضار آنان فرمان داد چون حاضر شدند فرمود چرا از كار و كوشش دست كشيده ايد و تنها به عبادت اكتفا كرده ايد؟! گفتند خداوند ضامن شده روزى ما را بدهد ما هم از كار صرف نظر كرديم و به عبادت پرداختيم.
رسول اكرم (ص) آنها را توبيخ و سرزنش كرد و فرمود: هر كس چنين روشى در پيش گيرد و از فعاليت و كار، شانه خالى كند دعايش مستجاب نخواهد شد.
بر شما لازم است كار كنيد و روزى خود را در سايه تلاش و كوشش با استمداد از ذات لايزال خداوند بدست آوريد.
در بيانى ديگر پيامبر اسلام فرمود:
ان اطيب ما اكل الرجل من كسبه ((الراعى و الرعيه))
پاكيزه ترين غذائى كه انسان مى خورد غذائى است كه با كار و كوشش خودش بدست آورده باشد.
با اينكه اسلام عبادت و توجه به خداوند و عرض عبوديّت در پيشگاه او را جزء وظايف قطعى و اجتناب ناپذير هر فردى مى داند، با اين روش كه كسى تمام وقت خود را صرف عبادت كند و از كوشش هاى لازم امتناع ورزد سخت مخالف است.
علاء بن زياد حارثى يكى از سرداران متمكّن على عليه السلام بيمار بود روزى آن حضرت به عبادتش رفت خانه او مجلل و وسيع بود. على(ع) به او فرمود: چه خوب بود چنين خانه‌اى در سراى آخرت ميداشتى كه ابدى و جاودان در اختيار تو بود. حالا هم اگر در اين خانه، مستمندان و بيچارگان را مهمان كنى و خويشان خود را پذيرائى و اكرام نمائى و حقوق واجب خداوندى را به صاحبانش برسانى، خداوند چنين خانه اى در سراى آخرت هم به تو ارزانى خواهد داشت.
علاء بن زياد در حاليكه قيافه ى شخصى مطيع به خود گرفته و نسبت به دستورات امام عليه السلام اظهار انقياد مى كرد گفت:
يا اميرالمومنين! از روش برادرم عاصم بن زياد به شما شكوه مى كنم. امام پرسيد: مگر او چه كرده است؟! گفت: او جامه اى كهنه و ژنده پوشيده و دست از كار و فعاليت و امور زندگى كشيده و به عبادت پرداخته است.
امام فرمود: او را نزد من آوريد.
وقتى عاصم بن زياد حاضر شد، به او فرمود: اى دشمن جان خويش! شيطان، ترا به حيرت و سرگردانى كشانيده است. چرا به زن و فرزندت رحم نكردى و اين راه غلط را در پيش گرفتى؟!
آيا تو فكر ميكنى كه خداوند، نعمتهاى پاكيزه خود را بر تو حلال كرده ولى دوست ندارد كه تو از آن استفاده كنى!
عاصم گفت يا اميرالمومنين! من در پوشيدن لباس زبر و خشن و استفاده از خوراكى هاى سخت، از شما پيروى كرده ام.
امام فرمود: واى بر تو! من مانند تو نيستم و تو وظيفه اى همچون وظيفه من ندارى.
خداوند بر پيشوايان و امامان بر حق، واجب كرده كه زندگى خود را با زندگى طبقات ضعيف و فقير، مساوى قرار دهند، تا فقر و تهى دستى، فقيران را ناراحت و پريشان حال نسازد.1
با توجه به داستان فوق، بر ما روشن مى‌شود كه هر مسلمانى، در هر شرايطى باشد، اگر چه از نظر مادى، متمكن و بى نياز باشد، حق ندارد از كار و كوشش دست بكشد و وجودش در جامعه بى اثر گردد.

منابع :
نهج البلاغه
وسائل الشيعه: شيخ حر عاملى
كار و حقوق كارگر
تعاليم آسمانى اسلام: سيد محمد صحفى

منبع:روزنامه تفاهم