مرکز رشد شريف صفحه نخست

اَبَرشغل هاى آينده

ترجمه: فرخنده ملكى‌فر
malekifar_f@iranasef.org

چكيده

به‌تدريج كه به ژرفاى عصر اطلاعات و دانايى نزديك مى‌شويم و مشاغل سنتى از بين مى‌روند، ما براى اين‌كه بتوانيم جاى مناسبى در بازار كار بيابيم و در «اقتصادهاى ابرانسانى» بهره‌ور باشيم، بايد به سوى مهارتهايى برويم كه قابل ماشينى‌شدن نباشند. در بسيارى از موارد، افراد به دنبال شغلهاى موجود نخواهند رفت، بلكه آنها را با تعريف مسئله‌هايى كه با مهارتهاى ابرانسانى‌شان قابل حل باشد، ابداع خواهند كرد؛ مهارت‌هايى مانند اكتشاف، خلاقيت و تاثيرگذارى.
سه حوزه‌كليدى براى طراحى ابر‌شغلهاى آينده (
HYPER JOBS
) عبارتند از: انرژى، دست‌كارى مواد و احياى انسان.
در حوزه انرژى، بويژه ترويج اقتصاد بدون نفت و كسب‌وكار انرژى‌هاى جايگزين مى‌تواند دستمايه‌ طراحى ابرشغلها باشد. به بركت پيشرفت علم و فناورى، هيچ‌يك از صنايع آينده از دستكارى مواد در امان نخواهند بود و اين نيز به نوبه خود يعنى انبوهى از فرصتها براى طراحى ابرشغلها. گذشته از همه اينها، ما انسانيم و بايد از كار و زندگى لذت ببريم و بنابراين، شادابى روانى يا بهبود آن نيز حوزه‌ وسيعى است كه در آينده ميزبان ابرشغلهاى جديد خواهد بود. اين ابرشغلها، افزايش شادابى روانى و حيات روحانى انسانها را نشانه خواهند گرفت و به انسانها كمك خواهند كرد تا توانمنديهاى ابرانسانى‌شان را تقويت كنند.
نوشتارى كه پيش رو داريد، مى‌كوشد با تبيين ويژگيهاى ابرشغلها و حوزه‌هاى اصلى ظهور آنها، چهار اصل كليدى طراحى ابرشغل‌ها را نيز برملا كند.

روزگار مشاغل سنتى سپرى شده است. اما گونه‌هاى بسيار جديدتر و بهترى از شغلها در شرف پيدايش هستند:‌ ابرشغلها.
«ابرشغلها» به گونه‌هاى كاملاً جديدى از كار اطلاق مى‌شود. اين شغلها، مهارتها و تواناييهاى منحصربه‌فرد و غير قابل ماشينى‌شدن انسان را تقويت مى كنند، و پيشران جامعه جهانى در حال ظهور به شمار مى‌آيند. فناورى به خودى خود، «قاتل» مشاغل است. منظور اصلى از به‌كارگيرى ابزارها، ماشين‌ها و سامانه‌ها اين است كه كارها ساده‌تر، سريعتر و بهتر از آنچه كه انسان بدون ‌ابزار مى‌تواند، انجام شوند. كاركنان يقه‌سفيد (آنهايى كه در دفاتر مركزى اداره‌ها و شركتها كار مى‌كنند) ممكن است خيلى نگران نباشند، اما مشاغل خدماتى آنها ـ كه اتفاقاً نيازهاى فنى و فكرى پيچيده‌اى دارند ـ در معرض حملات تازه‌ى فناورى قرار گرفته‌اند.
ما هرروز نشانه‌هاى جديدى مبنى بر نابودى مشاغل خدماتى در سازمانها و شركتها دريافت مى‌كنيم. منشى‌هاى پاسخگوى تلفن با سامانه‌هاى تشخيص صدا و پاسخ، بليت‌فروشان فرودگاه‌ها با كيوسك‌هاى صدور بليت،‌ و وظايف مديران ميانى با نرم‌افزارهايى جايگزين مى‌شوند كه روز به روز پيچيده‌تر مى‌شوند.
فكرى‌ترين و فنى‌ترين شغلها نيز در فهرست قربانيان قرار دارند. به‌عنوان نمونه، شغل‌هايى چون تدريس در دانشگاه و طراحى نرم‌افزار را در نظر بگيريد كه از شغلهاى خوب و باكلاس دنياى امروز به شمار مى‌آيند. دانشگاههاى مفلس، هزينه‌ به‌كارگيرى استادان را با استفاده از استاديارها و برنامه‌هاى آموزش از راه دورى كه كارآيى علميِ مدرسان را افزايش مى‌دهند، پايين مى‌آورند. به زودى سامانه‌‌هاى آموزشى تمام‌رايانه‌اى، در بعضى از حوزه‌ها از راه مى‌رسند.
«كاركنان دانشى» هم‌چون طراحان نرم‌افزار نيز با انقراض به وسيله ماشين‌ها روبه‌رو هستند. طراحى نرم‌افزار احتمالاً بيش از ساير مشاغل فنى قابليت خودكارشدن دارد.‌ ابزارهاى برنامه‌نويسى، پيوسته به‌گونه‌اى ساخته مى‌شوند كه بهره‌ورى برنامه‌نويسان را بالا ببرند. در مقايسه با گذشته، امروزه افراد كمترى براى نوشتن يك برنامه نرم‌افزارى معين لازم است.
روندهاى اجتماعى نيز روى درآمد بالقوه طراحان نرم‌افزار تاثير مى‌گذارند. به‌عنوان مثال، «جنبش منبع باز» كه روز به روز محبوبتر مى‌شود، هم‌اكنون پيش‌تازى مايكروسافت را در طراحى سيستم‌هاى عامل و نرم‌افزارهاى تجارى، مانند واژه‌پرداز، هدف قرارداده است. اين شرايط براى مردم، بسيار عالى است، اما برنامه‌نويسان منبع باز اغلب براى كارهايى كه انجام مى‌دهند مزدى دريافت نمى‌كنند. آنها بدون دريافت دستمزد، روى برنامه‌هاى منبع باز كار مى‌كنند، چون شغل اصلى‌شان چيز ديگرى است. سوال اين‌جاست كه اگر جنبش منبع باز با همين شتاب جلو برود و شركتهايى مثل مايكروسافت را هم درنوردد، چه آينده‌اى در انتظار شركتهاى نر‌م‌افزارى خواهد بود؟
فرقى نمى‌كند در چه سطحى از آموزش و قدرت فكرى باشيم ... يقه سفيدها، آنطور كه ما مى‌شناسيم و در ادارات و شركتها مى‌بينيم، به گونه‌هاى در حال انقراض پيوسته‌اند_
مشاغل ابرانسانى، قاعده‌شكنى خواهند كرد. در آينده، افرادى كه در اين مشاغل قرار مى‌گيرند، تا جايى كه بتوانند از نيروها و ظرفيت ماشين‌ها استفاده خواهند كرد تا بتوانند شايستگيهاى غير قابل ماشينى‌شدن‌ خود را تقويت كنند و تنها به كارهايى بپردازند كه ماشين‌ها در آن حرفى براى گفتن ندارند.

ويژگيهاى ابرشغلهاى جديد
ويژگى اصلى و حياتى يك ابرشغل اين است كه بايد به وسيله موجودى انجام شود كه زنده است و زنده عمل مى‌كند؛ كسى كه داراى شعور است و نسبت به اين شعور خودآگاهى دارد.
اگر مانند يك روبات عمل كنى، ريسك جايگزين شدن با آن را پذيرفته‌اى.
دو گروه شغل را در نظر بگيريد: جراح و پرستار. در حال حاضر روباتى به اسم پِنه‌لوپه وجود دارد كه در مواقع اضطرار مى‌تواند جاى پرستار كمكى را بگيرد. اين دستگاه در سال 2005 در يكى از بيمارستانهاى نيويورك با موفقيت آزمايش شد. با توجه به اين‌كه بيمار، بى‌هوش است و تيم جراحى درخواستهاى كاملاً مشخصى دارد، شغل پرستار كمكى هشيارى چندانى نمى‌خواهد. پنه‌لوپه براحتى مى‌تواند بدون هيچ‌گونه هوشيارى از عهده‌ وظايف پرستار كمكى برآيد.
كارهاى جراح نيز هشيارى زيادى نمى‌خواهد. يك جراحى ساده را در نظر بگيريد كه پيشامدهاى نامطلوبى كه ممكن است حين آن به وجود آيند، از قبل شناخته شده‌اند. روبات‌ها متداولترين جراحان آينده خواهند بود و ما از امروز نشانه‌هاى آن را مى‌بينيم.
ابرشغلهاى نوظهور، چندان بر مهارتهاى ماشينى مثل تندشمارى يا تصميم‌گيرى قانون‌مند اتكا نخواهند داشت. به‌عكس، بر مهارتهايى متكى خواهند بود كه وراى فناوريهاى ديجيتال امروز و شايد فردا هستند.
ابرشغلها بر پايه‌ى پنج «مهارت زنده» كليدى و سه مهارت كمكى شكل مى‌گيرند. مهارتهاى زنده عبارتند از:
1. اكتشاف: به معناى پيداكردن «چرايى»هاى علم، زندگى و كسب‌وكار.
2. خلاقيت: يعنى شكل‌دادن به چيزى نو در ذهن.
3. پياده‌سازى: يعنى چيدن ميوه‌هاى خلاقيت‌ در دنياى واقعى؛ يعنى توانايى اجراى يك طرح يا نقشه.
4. تاثيرگذارى: به معناى تعامل با ديگران در جهت الهام‌بخشى، جهت‌دهى، و توانمندسازى آنان؛ آنچه كه در حد عالى آن از يك رهبر انتظار مى‌رود.
5. فعاليت‌هاى بدنى: يعنى تعامل هشيارانه با ابزارها يا بدن.
مهارتهاى كمكى كه پشتيبان مهارتهاى كليدى به‌شمار مى‌آيند، عبارتند از:
1. مهارتهاى ذهنى پايه: مثل ادراك، طبقه‌بندى و ابراز احساسات.
2. تفكر نمادين و تفسير: شامل زبان، رياضيات و بكارگيرى نشانه‌هاى علمى.
3. مسئوليت‌پذيرى: شامل هشيارى جهانى، اخلاق و شعور مذهبى.
موفقيت شغلى در هزاره‌ جديد به اين بستگى خواهد داشت كه افراد، زمينه‌هاى يادگيرى خود را از جاهايى كه فناورى الكترونيك و ديجيتال بهتر از پس آنها بر مى‌آيند، به زمينه‌هايى انتقال دهند كه انسان خودآگاه در آنها قوى‌تر است.
صاحبان ابرشغلها بيشتر وقتشان را به احضار ارواح خواهند پرداخت_ كارى كه در گذشته صرفاً براى افراد غيرمتعارفى مثل لئوناردو داوينچى و بنجامين فرانكلين به عنوان «كار» شناخته مى‌شد. آنها بيشتر و عميقتر از ديگران «آري_‌»هاى اكتشاف، «چرا نه؟»هاى خلاقيت، و «يافتم_... يافتم_»هاى ارشميدسى را در ماجراهاى بى‌باكانه تجربه خواهند كرد. افرادى كه به ابرشغلها رو مى‌آورند، بيشتر و عميقتر از ديگران با مردم ارتباط مى‌گيرند و در هدف‌هاى مشتركِ بهتر و جامعترى مشاركت مى‌جويند.

تغيير در شكل و ماهيت كار
مفهوم «شغل» به معناى سنتى آن مرده است. مردم عادت كرده بودند براى خود «شغلى» داشته باشند؛ اما حالا به دلايل مختلف مى‌خواهند هم‌زمان دو يا سه شغل داشته باشند. مردم عادت داشتند براى ديگران كار كنند و حالا بيشتر و بيشتر مى‌خواهند براى خودشان كار كنند و فروشنده‌ كالاها يا خدمات خودشان باشند. مردم عادت داشتند به عنوان «كارمند» براى رسيدن به هدفهايى تلاش كنند كه «كارفرماها» تنظيم كرده بودند؛ حالا بيشتر و بيشتر مى‌خواهند خودشان هدفهايى را تعيين ‌كنند و يا در هدفهاى مشتركى سهيم شوند. نسل جديد به شدت روى مهارتهاى ابرانسانى تكيه مى‌كند.
در حالى كه شركتهاى بزرگ همچنان خالق شغلهاى جديدى ـ بر پايه‌ى مهارتهاى ابرانسانى ـ خواهند بود، ديگر مانند گذشته، استخدام فلّه‌اى نخواهند داشت. در قرن بيست‌ و يكم، بيشتر افراد بايد بيرون از چتر ايمن سازمانها و شركتهاى بزرگ، به دنبال راهى براى امرار معاش باشند.

ابرشغلها چه خواهند بود؟
شما چه دانشجو باشيد، چه كارمند و يا صاحب كسب‌وكار، كافى است اندكى آينده‌انديش باشيد تا با انبوهى از پرسشهاى حياتى در مورد شغل روبه‌رو شويد: جهان در پنج، ده يا بيست سال آينده به چه مشاغلى نياز خواهد داشت؟ در ميانه قرن، از من يا فرزندانم انتظار چه مهارتهايى خواهد رفت؟ به طور مشخص، چه شغلهايى پرطرفدار خواهند بود؟ به بيان ديگر، مشاغل ما در ميانه قرن چه خواهند بود؟
گرچه دهها ميليون شغل‌ جديد و بهتر از مشاغل سنتى پديدار خواهند شد، اما خالق آنها شركتها نخواهند بود، خود افراد آنها را ايجاد خواهند كرد. اينها شغلهايى نخواهند بود كه كسى به شما پيشنهاد كند، بلكه خودتان بايد آن‌ها را «اختراع» كنيد ـ شغلهايى كه در آنها شما مسئله‌اى حياتى را حل مى‌كنيد و يا كارهايى كه تنها شما شايستگى انجام آن را داريد و ديگران در قبال آن به شما مزد خواهند داد.
به‌طور مشخص، در بعضى از حوزه‌ها فرياد استمداد براى ارايه‌ راه حل با صداى بلند شنيده خواهد شد. اين حوزه‌ها درست همان جاهايى هستند كه بيشترين شغلهاى پرطرفدار را خواهند داشت:

_ ابرشغلها در حوزه‌ انرژى
امروزه بيشتر انرژى مصرفى ما از نفت به دست مى‌آيد، اما نفت بالاخره روزى تمام خواهد شد. بسيارى اعتقاد دارند توليد جهانى نفت، هم اكنون به اوج خود رسيده، يا حداكثر تا بيست سال ديگر خواهد رسيد.
در سالهاى آينده، قيمت نفت و تمام چيزهايى كه با آن به‌كار مى‌افتند يا ساخته مى‌شوند، بسيار بالا خواهد رفت. كمبود سوخت، همه‌چيز را ـ از توليد گرفته تا تجارت و حمل‌ونقل ـ مختل خواهد كرد، چه رسد به اقتصاد جهانى و ثبات سياسى. توكيو، سائوپائولو، يا نيويورك را فقط يك هفته بدون برق، حمل‌ونقل، يا ارتباطات تصور كنيد_ اين اختلالهاى گسترده و گوناگون، نياز به مشاغلى مانند مشاغل پليسى، پزشكى اورژانس و مشاغل نظامى را تقويت خواهند كرد. نيازهايى هم هستند كه كمتر مشهودند، مثل مهاركردن انفجارها، اپيدمى‌ها، غارتها و نتايج اجتماعى ـ روانى برآمده از اين‌گونه مشكلات. برخى مشاغل موجود مانند پژوهشگرى و دانشگرى در زمينه نانو يا مالكيت بانك‌ها و موسسات مالى ـ اعتبارى نيز از تاثيرهاى منفى اين اختلالها بركنار نخواهند ماند، چراكه بدون نفت، اينترنت هم نخواهد بود و جايى كه اينترنت نباشد، خيلى چيزهاى ديگر هم وجود نخواهد داشت.
يك زمينه مهم، كه مى‌توانيم در آن به دنبال ابرشغلهاى طلايى و ثروت‌آفرين بگرديم، كمك به ترويج اقتصاد بدون نفت و شركت در تلاشهاى گسترده‌ بين‌المللى براى ايجاد اقتصاد جهانى بدون نفت و حركت به سوى «انرژى صوتى» است. انبوهى از ابرشغلها در اين زمينه‌‌ جديد صنعتى ظهور خواهند كرد. جداى از مشاركت مستقيم در كسب‌وكار انرژى‌هاى جايگزين، يكى از اولويتهاى هر ابرشغل ديگرى، پشتيبانى مالى از كسب‌وكارهاى ديگرى است كه مى‌خواهند جهان را از شر نفت خلاص كنند و به انرژى‌هاى تجديدپذير رهنمون شوند.

_ ابرشغلها در حوزه دستكارى مواد‌‌
تمام صنايع و بيشتر شغلهاى جديد، شامل دستكارى در مواد با استفاده از انرژى هدايت‌شده توسط هوش طبيعى است. ابرشغلها در حوزه‌ دستكارى مواد به بركت پيشرفت علم، فناورى‌ و دانش عمومى با سه تغيير انقلابى به پيش خواهند رفت:
1. ساختار دادن به ماده براى كار در سطوح ميكرو و نانو: يك انقلاب صنعتى تمام‌عيار و جديد در سطوح ميكروسكوپى و پايين‌تر از آن در حال آغاز است؛ جايى كه در آن مى‌توان روى اتم‌ها يا مولكول‌هاى منفرد كار انجام داد. در پرتو اين انقلاب نوظهور، توليد فرآورده‌هاى صنعتى و غذايى و مراقبتهاى پزشكى دگرگون خواهد شد. همچنان كه مشكلات بيشترى را ـ كه با فناورى نانو قابل حل هستند ـ كشف مى‌كنيم، ابرشغلهاى تازه‌اى در حوزه ميكرو و نانو پديدار خواهند شد. در اين زمينه‌ها، شغلها لزوماً از پيش وجود ندارند و اين شما هستيد كه از راه تعامل با پژوهشگران و فعالان اين حوزه، بايد شغلهايى را اختراع كنيد.
-2 ارتقاى وضعيت جسمانى انسان: ارتقادهنده‌ها‌ى مكانيكى كنونى، مانند لنزهاى چشمى، مواد پركننده‌ دندان، دستگاههاى تنظيم‌ ضربان قلب و سمعك، احتمالاً در سالهاى آينده به سامانه‌هاى ديگرى خواهند پيوست كه تنها براى جبران كاستيهاى فيزيكى بدن طراحى نشده‌اند، بلكه براى توسعه‌ و ارتقاى وضعيت جسمانى انسان ساخته شده‌اند. به عنوان مثال، لنزهاى چشمى و بافت مصـنوعى حلزونى كه به عنوان رابط با شبكه جهانى اينترنت
Bio-Microelectromechanical Systems ,Bio-Nanoelectromechanical Systems به كار مى‌روند، بدن را با نشاط نگه مى‌دارند و روند سالخوردگى را معكوس مى‌كنند. رايانه‌هاى «بيو‌نانو» كه با هدف تقويت حافظه به بدن پيوند زده مى‌شوند و تواناييهاى شناختى ما را ارتقا مى‌دهند نيز در اين رده قرار مى‌گيرند. حوزه‌هاى تحقيقاتى زيست‌شناسى و مراقبتهاى پزشكى عميقاً با الكترونيك و طراحيِ نرم‌افزار، پيوند خواهند خورد. بهبود قابليتهاى زيست‌شناختى انسان، حوزه‌ وسيعى از فرصتهاى ابرشغلى را نويد مى‌دهد كه مشتريان پروپاقرص فراوانى خواهند داشت؛ فرصتهايى مثل مربى‌گرى زيست‌ زيبايى، يك‌پارچه‌سازى بدن انسان و الكترونيك، برنامه‌ريزى براى ورزيدگى، و بهينه‌سازى ژنوم افراد. براى خلق ابرشغلهايى كه آنها را مى‌جوييد، با كسانى كه مانند شما فكر مى‌كنند، شبكه شويد.
-3 پيكربندى دوباره‌ بوم‌شناسى انسان و كره زمين: دستكارى در مواد تا جايى پيش خواهد رفت كه بتواند دو قاتل كشاورزى را براندازد: آلودگى و پراكندگى جمعيت. زمين دارد زباله‌دانى كُشنده‌اى مى‌شود كه به اشغال غريبه‌هاى ستيزه‌جو در‌ آمده است. چالش اين است كه آن را تبديل به باغ روينده‌اى كنيم كه توسط جامعه‌هاى سالم و هم‌سو و هماهنگ پرورش يافته است. اگر اقتصادهاى ملى امروز مى‌خواهند بر جا بمانند، لازم است مهار آلودگى در دهه‌هاى آينده به يك صنعت عظيم تبديل شود. بنابراين، شركتها و صنايع بايد تشويق شوند به جاى اين مسموم‌سازى كره‌ زمين، فرآورده‌هاى صنعتى و غذايى و وسايل حمل‌ونقل را به‌گونه‌اى طراحى كنند كه هماهنگ با طبيعت باشند.
اين گامهاى ضد آلودگى، بايد با تدابير ضد از هم‌پاشيدگى، دست در دست جلو بروند. فروپاشى جامعه، آلودگيهاى اجتماعى‌اى ايجاد مى‌كند كه با آلودگيهاى فيزيكى هم‌سانند و به گسترش آنها كمك مى‌كنند. فروپاشى جامعه پيامدهايى منفى چون بزهكارى، اعتياد و تروريسم را به دنبال خواهد داشت كه به نوبه خود ضايعات و آلودگى‌هاى زيست‌محيطى را افزايش مى‌دهند. روستاهاى فقير هندوستان و آفريقا، و حومه‌هاى شهرى آمريكا، همگى شديداً به طرح‌ريزيِ مجدد آگاهانه‌ نياز دارند.
_ ابرشغلها در حوزه‌ «احياى انسان»: براى اختراع يك ابرشغل و موفقيت در آن، اكثر ما بايد خودآگاه‌تر، هدف‌مندتر، و شادابتر از آنى باشيم كه در حال حاضر هستيم. به عبارت ديگر، ما بايد «انسان‌تر» شويم.
احتمالاً اكثر ما بر «شادابى روانى» يا بهبود آن، بيش از بقيه به عنوان يك هدف شغلى تمركز مى‌كنيم. ارتقاى شادابى ديگران هم‌اكنون نيز يك حوزه‌ شغلى وسيع را تشكيل مى‌دهد و به نظر مى‌رسد در سالهاى آينده نيز گسترش خواهد يافت، چرا كه تقاضاى بسيار بالايى دارد.
ارتقاى شادابى، حرفه‌هايى از اين دست را در برمى‌گيرد: آموزش، مربيگرى، و البته پرورش فرزندان. اين حوزه هم‌چنين مشاغل روحانى، بازيگرى در تئاتر و سينما، جامعه‌شناسى و روانشناسى را هم شامل خواهد شد. وقتى مشاغل كنونى در حوزه‌ ارتقاى شادابى و حيات روحانى انسان تبديل به ابرشغل شوند، آرايه كاملى از مهارتهاى ابرانسانى ـ اكتشاف، خلاقيت، پياده‌سازى،‌ تاثيرگذارى و فعاليتهاى بدنى ـ را براى خدمت هرچه بهتر به مشترى مورد استفاده قرار خواهند داد.
ارتقاى شادابى، اگر شغل اصلى نباشد، يك «شغل جنبى» براى هر ابرشغل خواهد بود، چراكه شادابى مانند اكسيژن براى بقاى هر واحد صنعتى، تجارى، آموزشى و ... لازم است.
همه ابرشغلها، از آموزش و مشاوره گرفته تا نمايش، هدف مشتركى را دنبال مى‌كنند: كمك به ديگران براى ارتقاى توانمنديهاى ابرانسانى‌شان كه عبارتند از:
_ فهميدن چرايى‌ها از طريق اكتشاف.
_ آفرينش ايده‌هاى نو از طريق خلاقيت.
_ تاثيرگذارى مثبت بر ديگران، به كمك مجموعه‌اى‌ از مهارتهاى اجتماعى كه از شريك‌يابى و ارتباط تا مذاكره و رهبرى را در مى‌گيرد.
_ استفاده درست و بجا از «بدن» سالم خود و انجام كار از طريق فعاليتهاى گسترده‌اى چون باغبانى، بازيگرى، طبخ غذا و ...

چگونه يك ابرشغل اختراع كنيم؟
هيچكس به شما ابر شغلى را پيشنهاد نمى‌كند. اين خود شما هستيد كه آن را با كاوش در مشكلات و فرصتهاى تازه، اختراع مى‌كنيد. داستانى نقل مى‌كنيم از كسى كه واقعاً اين كار را انجام داد.
اوايل دهه 1990، يك كارشناس ارتباطات راه دور از كارش در شركت اى‌تى‌اندتى كناره گرفت و يك مشاور مستقل شد. اندكى بعد درآمدش سر به فلك كشيد. او از شهامت و انعطاف‌پذيرى‌ تازه‌اى كه به دست آورده بود لذت مى‌برد و متوجه شد كه سخنرانيهايش خيلى پرطرفدارند. وقتى حباب فناوريهاى برتر تركيد، همان‌طور كه مشتريانى مثل اى‌تى‌اندتى و سيسكو ناگهان تغيير مسير دادند، درآمد او هم فرو افتاد، و ديگر كسى سخنرانى او را به هيچ هم نمى‌خريد. حالا بايد چه كار مى‌كرد؟
به پيرامونش نگاهى انداخت و دريافت كه تعداد زيادى از همسايگان با ويروس‌ها و پيچيدگيهاى فزاينده‌ى سيستم‌هاى عامل، مشكل دارند. آنها از او مى‌پرسيدند كه آيا مى‌تواند كمكى بكند؟ او بلافاصله يك شغل جديد را ديده بود: او مى‌توانست پزشك رايانه‌ها شود_
در اين داستان، چهار نكته جالب توجه وجود دارد. اول اين كه آقاى مشاور به اين نكته پى برد كه در شركتهاى بزرگ، انعطاف‌پذيرى و امنيت خاطرى كه او مى‌خواهد، وجود ندارد. بنابراين، شغل كارمندى را رها كرد و به خوداشتغالى روى آورد. منتظر باشيد كه اين اتفاق براى شما هم در آينده بيفتد: چتر حمايتى سازمان يا شركتى كه در آن كار مى‌كنيد، در آينده چندان قابل اطمينان نخواهد بود.
نكته دوم اين‌ است كه وقتى آقاى مشاور با ركود كسب و كارش روبرو شد، دوباره از پايه شروع كرد و خلاقيتش را به كار انداخت. او پرسيد: «من چرا اينجا هستم؟ در انجام چه كارى خوب هستم؟ چه مشتريان جديدى به من نياز دارند؟» و به دنبال همين پرسشها بود كه مسير شغلى جديدى را پيدا كرد.
همچنان كه تحولات فنى، اقتصادى، و اجتماعى سرعت مى‌گيرند، ما مجبور مى‌شويم مهارتهاى انديشيدن و بازآفرينى‌مان را نيز نوتر كنيم.
نكته‌ سوم اينكه شغل جديد او، شغلى از پيش شناخته شده و مصوب نبود_ در هيچ ديكشنرى اقتصادى يا شغلى، شما پزشك رايانه را پيدا نمى‌كنيد. علاوه بر اين، وقتى در دو پايگاه داده‌ شغلى معروف ـ
Monster.com و hotjobs.com ـ عبارت «پزشك رايانه» را جست‌وجو كردم، هيچ فهرست مستقلى پيدا نشد. اما وقتى همين عبارت را در گوگل جست‌وجو كردم، به 40400 صفحه رسيدم. اين نشان مى‌دهد كه بسيارى ديگر نيز به اين نياز پى برده‌اند و دارند به اين حرفه كشيده مى‌شوند. امروزه دورنماى فرصتهاى شغلى به قدرى سريع تغيير مى‌كند كه ديده‌بانهاى دولتى، و يا حتى شركتهاى بزرگى را كه معروف به ابداع شغلهاى جديد هستند، جا مى‌گذارد. بهترين فهرست مشاغل، موتورهاى جست‌وجو و اخبار روزانه است.
و بالاخره نكته چهارم اينكه آقاى مشاور در خط مقدم ذهن و رفتارش، مسئوليت‌پذيرانه عمل كرد. كليد موفقيت او در نقش يك پزشك رايانه، قابل اعتمادبودن بود. او مى‌گويد «مردم به اين دليل به من مراجعه مى‌كنند، كه نه فقط مى‌توانم رايانه‌هايشان را درست كنم، بلكه به اين خاطر كه من از آن آدم‌هايى هستم كه اگر يك وقت با خانواده‌شان در منزل تنها بمانم، نگران نيستند».
مثال بالا، نمونه‌اى از خلق يك شغل از هيچ است. آنچه وجود داشت فقط يك «تقاضاى پنهان» بود كه تنها يك چشم تيزبين مى‌توانست آن را ببيند. البته راه ديگرى هم براى ابداع شغل جديد وجود دارد: شغل فعلى‌تان را اصلاح كنيد.

تبديل يك شغل موجود به يك ابرشغل؛ چگونه
دهها ميليون ابرشغل قابل ابداع است، چرا كه هر شغلى را مى‌توان به يك ابرشغل تبديل كرد. فرايند آن بسيار ساده، و متشكل از دو گام است:
گام اول: شغل فعلى را تا جايى كه مى‌توانيد «خودكار» كنيد. با استفاده از كاغذ، اصلاح رويه‌ها يا هر ابتكار ديگرى كه مى‌توانيد به خرج دهيد، بخشى از شغل را به رايانه بسپاريد. تنها در اين صورت مى‌توانيد از شر انجام دادن اين همه كار خلاص شويد. در واقع، داريد به يك روبات مى‌گوييد كه بيايد و شغل شما را تصاحب كند: «تو استخدام شده‌اى و كارى كه از تو مى‌خواهم انجام دهى اين است».
گام دوم: جنبه‌هاى ابرانسانى شغل خود را توسعه دهيد. فهرست پنج مهارت اصلى و سه مهارت كمكى را مرور كنيد. ببينيد در كدام جنبه از شغل خود مى‌توانيد خلاقيت بيشترى به كار بگيريد، يا كشف كنيد كه چرا بعضى چيزها درست عمل نمى‌كنند، يا تاثيرگذاريتان را از طريق ارتباطات موثرتر بهبود بخشيد. تصور كنيد كه مسئوليت‌پذيرتر شده‌ايد، يا كيفيت مسئوليت‌هايتان را با دادن قولهاى شرافتمندانه‌تر بالاتر برده‌ايد.
همه ما نمى‌توانيم و قرار هم نيست كه پژوهشگر نانو بشويم. جهانى كه ما مى‌خواهيم و مى‌سازيم، براى همه‌ى خُلق‌وخوها و سليقه‌ها اتاقى دارد: كسانى كه دوست دارند بيش از آنكه از مغزشان كار بكشند، با دست‌هايشان كار كنند يا آنهايى كه از كار كردن با آدمهاى جديد، بيش از سروكله زدن با ايده‌هاى جديد لذت مى‌برند. ابرشغلهاى آينده، همه اين تفاوتها را در بر مى‌گيرد. تمام مهارتهاى ابرانسانى ـ حتى آنهايى كه با اشيا سرو كار دارند ـ از خطر ماشينى‌شدن در امانند؛ به شرطى كه با خودآگاهى دنبال شوند.
حتى اگر شغلى كاملاً ماشينى شود، متصدى آن در صورتى كه بخواهد مى‌تواند با استفاده از رويكرد دو گامى زير، آن را از نو احيا كند و اين بار به صورت يك ابرشغل. اين وضعيت براى بسيارى از كسانى كه در مشاغل ادارى و مالى و پشتيبانى كار مى‌كنند، پيش‌ مى‌آيد كه اگر هوشمندانه عمل نكنند، ممكن است شغل خود را كاملاً از دست بدهند. در گام اول، متصدى شغل بايد هماهنگ با جريان خودكارسازى پيش‌ برود و راههايى بيابد كه با آن بتوان كار را با زمان و تلاش كمترى انجام داد. او از اين طريق به مديريت سازمان در خودكارسازى شغلى و بهره‌گيرى از فناوريهاى پيشرفته كمك مى‌كند. سپس متصدى (در صورتى كه هنوز شغلش را از دست نداده باشد) بايد از وقتهاى خالى خود براى تقويت مهارتهاى ابرانسانى‌اش استفاده كند. او بايد صميميت و سودمندى‌اش را براى مشتريان شركت تقويت كند، و از مديرش بخواهد كه وظيفه‌ها و مسئوليتهاى بيشترى را به او بسپارد. از قدرت اكتشاف و خلاقيتش براى حل مسائل مشكل‌زا در كسب‌وكار يارى بگيرد و تلاش كند تا راه‌حلهاى تازه‌اى ارائه دهد.
همه مشاغل فعلى ـ از صندوق‌دار گرفته تا مديرعامل و از حسابدار گرفته تا جانورشناس ـ مى‌توانند روى نردبان ابرشغل بالاتر بروند. نوآوريها بيشتر سراغ كسانى مى‌روند كه اشتياق بيشترى به دگرگونى دارند: خودِ صاحبان مشاغل.

ابرشغلها سر بر مى‌آورند
ابرشغلهاى آينده ممكن است كاملاً نو يا نسخه بهبوديافته شغلهاى كنونى باشند و به احتمال زياد از نظر كيفى با شغلهاى امروزى كاملاً متفاوتند و روى مهارتهاى ابرانسانى تمركز بيشترى دارند.چ

برنامه‌ريزى ابرشغلى
براى كسانى كه مى‌خواهند يك ابرشغل شايسته و ثروت‌آفرين را هدف بگيرند، پيروى از پنج گام زير پيشنهاد مى‌شود:
1. تصميم بگيريد كداميك از مهارتهاى ابرانسانى ـ اكتشاف، خلاقيت، پياده‌سازى، تاثيرگذارى، و فعاليت‌هاى بدنى ـ بيشتر با شما تناسب دارند. كارآموزى و خلق شغلتان را حول همين محور برنامه‌ريزى كنيد، نه روى يك تخصص سنتى مثل مهندسى شيمى يا ادبيات انگليسى. دانش تخصصى، گرچه هنوز مهم است، اما در مقابل مهارتهاى ابرانسانى كه پايا و غير قابل ماشينى‌شدن هستند، كم مى‌آورد.
2. تعيين كنيد بر چه ماموريتى و در چه حوزه‌اى مى‌خواهيد تمركز كنيد. تصميم بگيريد مى‌خواهيد با كدام حوزه‌ مشكل‌خيز و پر از مسائل حياتى گلاويز شويد: انرژى، دستكارى مواد، يا احياى انسان. بايد حوزه‌اى را بيابيد كه هم با علائق شما سازگار باشد و هم گره‌اى از مشكلات مشترك بشر بگشايد. آنچه اهميت دارد اين است كه شما بهترين و بيشترين سعى ممكن را به عمل آوريد تا استعدادهاى خود را در مسير درست به كار اندازيد.
3. دستمزد مناسب را در نظر بگيريد. اگر پول و درآمد براى شما مسئله است، احتمالاً مجبور خواهيد شد بيشتر جست‌وجو و مذاكره كنيد، اما پول نبايد شما را از ماموريت اصلى‌تان ـ مشاركت در حل مشكلات مشترك بشريت ـ منحرف كند. تقريباً همه شغلها، حتى پيش پا افتاده‌ترين آنها، مى‌توانند با تزريق انرژى ابرانسانى به حرفه‌اى ارضاكننده و ارزشمند تبديل شوند. اگر مى‌توانيد، هم‌زمان بر دو يا سه شغل متمركز شويد. از قالبهاى نامتعارف همكارى و مشاركت استفاده كنيد.
4. با داشتن چند شغل، انعطاف‌پذيرتر شويد. فرايند دو گامى پيش‌گفته را در نظر داشته باشيد: خودتان را از هر فعاليتى كه مى‌تواند ماشينى‌ شود خلاص كنيد. سپس روى تقويت مهارتهاى ابرانسانى‌تان تمركز كنيد. ابرشغلها سريعتر از شغلهاى امروزى رايج مى‌شوند و از رونق مى‌افتند. بهتر اين است كه مثل آچار فرانسه در همه‌چيز استاد شويد و آن‌ را خودكار كنيد، سپس سراغ پيگيرى هدف كلى‌تان برويد.
5. در تغييرات اجتماعى در سطوح ملى و بين‌المللى مشاركت كنيد. اقدامهاى فردى، هرچند حياتى باشند، در خلاء جواب نمى‌دهند. موفقيت شخصى و رفاه، ما را از فروپاشى اجتماعى نجات نخواهد داد.

منابع:

W,SAMSON, RICHARD, FUTURE CAREERS: THE HIGH – POTENTIAL JOBS OF TOMORROW.
_ ريچارد دبليو سامسون، نويسنده و مدير موسسه ارانوا (
ERANOVA) است. تخصص او در مهارتهاى ذهنى، اثربخشى و بهره ورى انسانى است. او مدل ذهنى DARE را طراحى كرده است كه آگاهى فرد را نسبت به افكار، اقدامات، واكنشها و نگرشهاى او بالا مى برد و از اين طريق توانايى او را در تمركز و انجام كارها بالا مى برد. او كتابى با موضوع ابرشغلها دردست انتشار دارد كه نوشتار حاضر، خلاصه اى از آن است

به نقل از: مجله تدبير ش 183