مرکز رشد شريف صفحه نخست

كوچك، هميشه ضعيف نيست

نگاهى به فعاليت بنگاه هاى كوچك و متوسط در ايران و جهان

نگاهى به فعاليت بنگاه هاى كوچك و متوسط (Small and Medium Exterprises) يا (SMEs) در كشورهاى توسعه يافته يا در حال توسعه، بيانگر نوعى ارتباط تنگاتنگ و مؤثر ميان پيشرفت اقتصادى - اجتماعى اين كشورها با توسعه اين بنگاه ها است.
    قابليت هاى چشمگير بنگاه هاى كوچك در توليد ثروت، اشتغال زايى، كاهش هزينه و رفع فقر، جايگاه ويژه اى را براى آنان در برطرف كردن مشكلات اقتصادى كشورمان ايجاد كرده است. يادآورى اين نكته ضرورى است كه نظريه هاى نوين اقتصادى توسعه، به جاى تمركز بر مسائل كلان از جمله سياست هاى دولت، توسعه اقتصادى را معلول تكامل و تعامل نيروهاى جامعه در جهت ايجاد فضاى مناسب كسب و كار براى فعاليت بنگاه هاى اقتصادى كوچك و متوسط دانسته اند، به طورى كه در دهه اخير تئورى هاى اقتصادى تمركز زيادى بر اين بنگاه ها داشته و جهت گيرى توسعه را از سطح كلان به سطح خرد انتقال داده اند.
    ايران با داشتن قريب به 5/1 ميليون كارگاه كوچك و متوسط كه براساس تعريف بايد زير 50 نفر نيروى انسانى داشته باشند، قادر است با تقويت اين ظرفيت و تلاش براى گسترش آنها، فرصت توسعه و پيشرفت اقتصادى را براى كشور دست يافتنى تر نمايد.
    گفتنى است، كشورمان داراى 365 هزار كارگاه زير 6 نفر است كه حدود 300 هزار واحد آنها در شهرها واقع هستند. اما متاسفانه طول عمر بيش از 50 درصد اين واحدها به طور متوسط 2 تا 5 سال است. بررسى هاى اوليه اين بنگاه ها مؤيد آن است كه مسائل و مشكلات آنان كه منجر به كوتاه شدن طول عمر فعاليت آنها و ورشكستگى و از ميان رفتن سرمايه هاى انسانى و مالى كشور شده است، در دو بخش درونى و بيرونى قابل تقسيم است.
    در بخش مشكلات درونى، مؤسسات و بنگاه هاى اقتصادى كوچك و متوسط به طور ساختارى با پديده محدوديت منابع اعم از انسانى و مادى روبه رو هستند.
    بنگاه هاى كوچك و متوسط در واقع حاصل انديشه نو و تازه اى براى توليد هستند كه معمولاً از سوى افراد كارآفرين كه از تخصص هاى خاصى برخوردار مى باشند، فعال مى شوند. اين مؤسسات داراى ابعاد گسترده در توليد و ارتقاى محصول هستند، اما براى تداوم كار نياز به مجموعه اى همگن از بازاريابى، مديريت، افزايش سرمايه، ارتقاى فناورى و ... دارند كه محدوديت هاى ساختارى آنان از موانع اصلى براى برطرف كردن اين نيازها محسوب مى شود.
    در بخش عوامل مساله ساز بيرونى هم امروزه فاصله عميق ميان صنايع بزرگ و كوچك موجب حذف بنگاه هاى كوچك و متوسط از دايره فعاليت توليدى گشته است. به رغم كاربر بودن اين صنايع و ظرفيت هاى بالقوه اى همچون تعلق بنگاهداران به فعاليت اقتصادى مورد نظر، كم هزينه بودن، افزايش ثروت اجتماعى و...، سهم اين بنگاه ها در فرآيند توليدى كشور كمرنگ است. محدوديت اين شركت ها از موانع اصلى براى مقاومت در برابر نوسانات بازار است.
    پيوند مشترك مؤسسات كوچك و پربازده با صنايع بزرگ مى تواند فرصتى چشمگير براى تداوم فعاليت آنها و كاهش هزينه ها و بهبود وضعيت طرف ديگر اين پيوند فراهم آورد.
    خريد محصول، انباردارى، ارايه نتايج تحقيق و توسعه، واگذارى بخشى از وظايف واحدهاى درگير در شركت هاى بزرگ و ...، بخشى از خدمات متقابلى است كه اين نوع مؤسسات مى توانند از آن برخوردار شوند.
    در برخى از نظريات توسعه، عباراتى تحت عنوان "خوشه صنعتى" و ضرورت گره خوردن فعاليت اين دسته از مؤسسات به واحدهاى بزرگ مورد تاكيد قرار گرفته كه نمونه هاى عملى آن دستاوردهاى خوبى را به همراه داشته است.


    جايگاه بنگاه هاى كوچك و متوسط در اقتصاد

    بنگاه هاى كوچك و متوسط يكى از اجزاى حياتى رشد در اقتصاد جهانى بوده و اهميت آنها در رشد اقتصادى كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه بخوبى شناخته شده است. اينگونه بنگاه ها به طور ميانگين بيش از نيمى از نيروى انسانى شاغل در اقتصاد را به كار گمارده اند و نيمى از كل مشاغل جديد را فراهم مى آورند. علاوه بر اين 46 درصد توليد ناخالص ملى و 55 درصد محصولات نوآورانه و جديد نيز توسط بنگاه هاى كوچك و متوسط ايجاد مى شود. در كشور ما بنگاه هاى كوچك و متوسط بيش از 80 درصد از جامعه تجارى را تشكيل مى دهند.


    ويژگى هاى بنگاه هاى كوچك و متوسط

    بسيارى از پژوهشگران بر اين باورند كه حل مشكل بيكارى، فقر، بى توازنى منطقه اى و دستيابى به توسعه صنعتى در كشورهاى جهان سوم در گرو توسعه بنگاه هاى كوچك و متوسط در اين كشورها است. دلايل عمده اين محققان را مى توان به طور خلاصه به شرح زير بيان كرد:
    - تاسيس و توسعه بنگاه هاى كوچك و متوسط به منابع اندكى نياز دارد.
    - بنگاه هاى كوچك و متوسط در مجموع از درجه اشتغال زايى بالايى برخوردار هستند.
    - بنگاه هاى كوچك و متوسط اغلب متكى بر منابع داخلى هستند.
    - بنگاه هاى كوچك و متوسط از انعطاف پذيرى بالايى در تغيير و تبديل سرمايه برخوردارند.
    - بنگاه هاى كوچك و متوسط رقابت پذيرتر هستند.
    - بنگاه هاى كوچك و متوسط مى توانند نيروهاى متخصص بنگاه هاى بزرگ را پرورش دهند.
    - مديريت و كنترل بنگاه هاى كوچك و متوسط هزينه كمترى دربردارد.
    - مكان يابى بنگاه هاى كوچك و متوسط به سهولت قابل انجام است.
    - توسعه بنگاه هاى كوچك و متوسط نحوه توزيع درآمد را به نفع افراد كم درآمد بهبود مى بخشد.


    ويژگى هاى بازاريابى بنگاه هاى كوچك و متوسط

    بنگاه هاى كوچك و متوسط داراى ويژگى هاى منحصر به فردى در اندازه و مراحل توسعه خود هستند. اين ويژگى ها علاوه بر اينكه روش مناسب بازاريابى آنها را از روش هاى بازاريابى مرسوم در بنگاه هاى بزرگ جدا مى كنند، محدوديت هايى را نيز به شرح زير ايجاد مى كنند:
    - محدوديت هاى منابع همچون منابع مالى، زمان، دانش بازاريابى و...
    - تاثير محدود در بازار
    بازاريابى بنگاه هاى كوچك و متوسط از مشخصات بازاريابى رايج عنوان شده در منابع نظرى بازاريابى پيروى نمى كند و توسط محدوديت هاى پيش گفته تعيين مى شود. بازاريابى اين بنگاه ها به طور كاملاً غيررسمى، اتفاقى، آزاد، غيرساختارى، خودبه خود ، انفعالى و سازگار با هنجارهاى صنعتى صورت مى پذيرد .
    نگاهى اجمالى به تجربه فيليپين و چين
    در فيليپين از دو معيار براى تعريف و شناسايى بنگاه هاى كوچك و متوسط استفاده مى شود. معيار نخست شمار كاركنان تمام وقت شاغل در اينگونه بنگاه هاست و دومين معيار ميزان دارايى هاى ثبت شده بنگاه هاست. براساس دو معيار بالا، در فيليپين آن دسته از واحدهايى بنگاه كوچك و متوسط شناخته مى شوند كه شمار كاركنان تمام وقت آنها كمتر از 200 نفر باشد و علاوه بر آن مجموع دارايى هاى ثبت شده آنها نيز بيش از 40 ميليون پزو نباشد.
    بنگاه هاى كوچك و متوسط به عنوان موتور رشد اقتصادى فيليپين شناخته مى شوند. اقتصاد اين كشور اساساً برمبناى 820904 شركت به ثبت رسيده در اين كشور قرار دارد كه 99/6 درصد از همه كسب و كارها را دربر مى گيرد.
    از اين تعداد 2928 شركت (يعنى كمتر از 0/5 درصد) را شركت هاى بزرگ تشكيل مى دهند و 3272 شركت (يعنى كمتر از يك درصد) نيز به شركت هاى متوسط اختصاص دارد. بقيه 814704 شركت ديگرى كه در اين اقتصاد فعاليت مى كنند، عموماً بنگاه هاى كوچك هستند.
    چين نيز كه امروز نرخ رشد آن به مرز 11 درصد رسيده است، در سال 1996 با اختصاص 59/ 65 درصد توليد و 75 درصد از اشتغال هاى جديد خود به اين بنگاه ها، به الگويى كم نظير در جهان تبديل شده است.
    تعداد اين واحدها در چين طى سال هاى 1978 تا 1999 به بيست و يك برابر رسيده و آمار آن در آغاز هزاره سوم به هفت ميليون واحد بالغ شده است. در همين راستا، هندوستان نيز با داشتن سه ميليون بنگاه كوچك و متوسط، تقريباً 50 درصد توليد صنعتى و 42 درصد صادرات اين كشور را در سال 2000 تشكيل داده است.

منبع: هفته نامه آتيه