مرکز رشد شريف صفحه نخست

انتقال فناورى در شركتهاى كوچك و متوسط

مطالعات نشان داده است كه شركتهاى كوچك و متوسط (SME’s) نقش مهمى را در توسعه اقتصادى كشورها ايفا كرده اند. اما با وجود اين، اين شركتها بايستى براى بقاى بيشتر از چند سال خود در بازار در مقابل رقباى بزرگ يا ازطريق اتحاد با شركتهاى مشابه براى افزايش نرخ نفوذ در بازار و كاهش ريسك هاى مالى و يا ازطريق استفاده از فناورى هاى جديد براى غلبه بر مقياس اندازه غيراقتصادى شان و همچنين نوآورى كه آنها را به طور برجسته اى از رقباى بزرگترشان متمايز مى سازد، مشكلات ناشى از اندازه خود را مرتفع سازند. به منظور توسعه فناورى، شركتهاى كوچك و متوسط به دليل منابع محدود و ناتوانى نسبى در جذب هزينه ها و ريسك همراه با توسعه فناورى در داخل شركت، بايستى غالباً از فرايند انتقال فناورى استفاده كنند.

باتوجه به ظرفيت بالقوه شركتهاى كوچك و متوسط در توسعه اقتصادى كشورها و همچنين توانايى نوآورى آنها كه تاثير زيادى در بقاى درازمدت دارد، تعيين موانع ابتدايى آنها در مواجهه با توسعه فناورى هاى جديد و اكتساب آن و همچنين ارائه ابزارها و سياستهاى طراحى شده مناسب براى غلبه بر اين چالشها از اهميت زيادى برخوردار است. در اين مقاله چهار چالش ابتدايى عمده كه شركتهاى كوچك و متوسط در رابطه با توسعه و اكتساب فناورى با آن مواجه هستنــــد مطرح و استراتژى هاى بالقوه اى كه مى تواند آنها را در جهت مقابله با اين چالشها يارى كند، ارائه شده است.

مقدمه
به دليل جهانى شدن بازارها و تحولات رقابتى، تقاضا براى فناورى هاى جديد و نوآوريها هم از سوى كسب و كارهاى كوچك و متوسط و هم از سوى صنايع بزرگ روبه افزايش است و حتى شركتهاى بزرگ هم كه قادر به بقاى خود در بازارهاى رقابتى براى ساليان سال هستند و سهم بازار مطمئن و مشخصى نيز دارند، دريافته اند كه رقابت در دنياى كسب و كار پرشتاب امروز به طور فزاينده اى مشكل گرديده است و به منظور بقا و كاميابى بايد يادگرفت كه فعاليتهاى توسعه فناورى را زيرنظر داشت و به تغييرات مرتبط با كسب و كـــار خود واكنش سريع نشان داد و به طور مرتب بهبود و نوسازى در توليد محصولات و فرايندها به وجود آورد.

سرمايه گذارى منطقى بر روى فناورى جديد، بنگاههاى اقتصادى را قادر مى سازد تا به رهبران و رقباى سرسختى در درون صنايع مربوط به خود تبديل شوند. از ميــــان منافع بى شمار فنــــاورى ها مى توان به افزايش بهره ورى و كارايى، بهبود كيفيت توليد، كاهش ماليات، كاهش هزينه هاى درازمدت و افزايش رقابت پذيرى اشاره كرد. اگرچه شركتهاى كوچك و بزرگ مى تــــوانند از مزاياى فناورى هاى جديد منتفع شوند اما همه آنها به منظور غلبه بر موانع متعدد و دستيابى به اهداف مختلف كسب وكار خود به سرمايه گذارى بر روى فناورى هاى جديد تمايل دارند. براى مثال شركتهاى كوچك و متوسط غالباً از فناورى براى رقابت موثرتر با شركتهاى بزرگ استفاده مى كنند در حالى كه شركتهاى بزرگ غالباً مايل هستند از فناورى براى ارتقاى كارايى و حذف لايه هاى پرسنلى استفاده كنند.

سرمايه گذارى بر روى فناورى هاى جديد اگرچه مى تواند درنهايت براى شركت مفيد باشد، اما كار پرچالشى نيز هست بخصوص براى شركتهاى كوچك و متوسط كه عمدتاً دسترسى كمترى به اطلاعات فناورى دارند و براى تحقيقات مربوط به فناورى به حمايتهاى مالى و تخصصى نياز دارند. به دليل محدود بودن منابع شركتهاى كوچك و متوسط و ناتوانـــى نسبى آنها در جذب هزينه ها و ريسك هاى مربوط به توسعه فناورى هاى بومــــى، آنها غالباً براى كسب مزيتهاى فناورى هاى جديد و نوآوريها درگير فرايند انتقال فناورى مى شوند. انتقال فناورى فرايند اكتساب، شبيه سازى، انتشار و توسعه فناورى است كه بــه صورت رسمى ازطريق قرارداد، حق الامتياز و يا شراكت و توافقات غيررسمى انجام مى پذيرد. شركتهاى كوچك و متوسطى كه درگير فرايند انتقال فناورى مى شوند قادر به دريافت مزاياى فناورى جديد ازطريق تحقيق و توسعه سازمانهاى ديگر مى شوند و از هزينه ها و ريسك هاى همراه با توسعه فناورى هاى بومى و يا در درون سازمان، اجتناب مى ورزند. اما با وجود اين حتى در فرايند انتقال فناورى، آنها با مشكلاتى كه ناشى از عدم وجود ارتباطات شبكه اى بين آنها و سازمانهاى بزرگ تحقيقاتى و نبود پرسنل متخصص براى شناسايى فناورى جديد است مواجه مى شوند.

ناحيه چالش اول: يادگيرى فناورى هاى جديد
اطلاعــــات درمورد فناورى هاى جديد به طور گسترده اى دردسترس و نسبتاً آسان است. اين اطلاعات ازطريق انواع انتشارات فنى، دولتى و سايت هاى اينترنتى مرتبط با موضوع فناورى كه از قبيل سايت مركز انتقال فناورى ملى (NTTC)، كسب مى شود. با وجود اين، شركتهاى كوچك و متوسط غالباً فاقد توانائيها و منابع كافى جهت كسب اطلاعات صحيح و به موقع و يا كفايت لازم جهت استفاده مناسب از اين اطلاعات هستند و هزينه كسب اين اطلاعات نيز خود مانع است. شركتهاى بزرگ عموماً داراى منابع و پرسنل دردسترس و متخصص جهت نظارت بر توسعه فناورى خود هستند درحالى كه مديران شركتهاى كوچك و متوسط غالباً نمى توانند وقت خود و يا همكارانشان را به طور رايگان صرف جستجوى فناورى هاى جديد كنند. به همين دليل، بسيارى از شركتهاى كوچك و متوسط به كمك و حمايت در كسب اطلاعات درمورد فناورى جديد و استفاده موثر از آن اطلاعات نياز دارند.

استراتژى هاى بالقوه
تعجبى ندارد تحقيقاتى كه در زمينه انتقال فناورى صورت گرفته است، نشان مى دهد كه بسيارى از شركتهاى كوچك و متوسط تاحد بسيار زيادى از تلاشهاى خود در زمينه كسب اطلاعات جديد درمورد فناورى ها دردسترس و مناسب منتفع گرديده اند. به علاوه تحقيقات نشان داده است كه شركتهايى مى توانند از اين اطلاعات بيشتر استفاده كنند كه به طور روزمره با محيط تجارى خــويش در تعامل هستند، شبكه سازى با مشتريان مهم، عرضه كنندگان و رقباى نوآور مى تواند به مقدار بسيار زيادى ابزار موثرى براى شركتهاى كوچك و متوسط در كاهش هزينه هاى كسب اطلاعات باشد زيرا اين شبكه ها هنگامى كه به عنوان يك سيستم شراكتى سازماندهى مى شوند دسترسى رايگانى را براى اطلاعات مهمى كه غالباً در بازار آزاد غيرقابل دسترس هستند، فـــراهم مى سازند. به علاوه اين شبكه ها عاملى براى ايجاد اعتماد بين شركتهاى كوچك و متوسط و شركاى آنها نيز هستنـــد. فهرست منابعى كه مى توانند به صورت بالقوه، منبع مهمى از اطلاعات مربوط به فناورى هاى جديد باشند، عبارتند از:

اتحاديه هاى تجارى؛ اتاقهاى بازرگانـــى؛ رقبا؛مشتريان؛ سازمانهاى دولتـــــــى؛ عرضه كنندگان؛ انتشارات صنعتى يا فنــى؛ اينترنت؛ دانشگاهها و انستيتوهاى تحقيقاتى.
بسيارى از صاحبان و يا مديران شركتهاى كوچك و متوسط، كسانى كه به طور فعال از اين شبكه ها به عنوان بازار جمع آورى اطلاعات استفاده مى كنند، گزارش داده اند كه عرضه كنندگان و مشتريان، مفيدترين منبع اطلاعات فناورى هستند، بويـژه اطلاعات جمع آورى شـــده از عرضه كنندگان كليدى مى تواند براى توسعه محصولات و روشهاى جديد توليد، ارتقاى محصولات و روشهاى موجود و يا طرح توسعه ديگر كسب و كارها در درون صنعت براى مقابله با تهديدات رقبا مورداستفاده قرار گيرند. در يك دوره زمانى مشخص باتوجه به محدوديتهاى مالى و پرسنلى شركتهاى كوچك عرضه كنندگان مهم، مشتريان و ديگر مهره هاى تاثيرگذار در محيط تجارى، موثرترين و دردسترس ترين ابزار ممكن است. هنگامى كه اين اطلاعات مجدانه و مستمرانه پيگيــــــرى شوند شبكه سازى مى تواند به شركتهاى كوچك و متوسط كمك كند كه خود را در لبه تيزفناورى و نوآورى نگاه دارند. با وجود اين، ممكن است برخى از شركتهاى كوچك و متوسط بخواهند بعضى از تحقيقات در اين زمينه ها، موردعلاقه را در محل شركت خود انجام دهند. اين كار مى تواند به طور موثرى از طريق جستجوى ساختاريافته و هــدفمند از نشريات تخصصى، دولتى و سايت هاى اينترنتى و آژانس هاى مرتبط با فناورى صورت گيرد.

ناحيه چالش دوم: ارزيابى فناورى هاى جديد
باتوجه به عدم دسترسى نسبى به منابع مالى و هزينه هاى بى نهايت بالاى تحقيق در فنــاورى هاى جديد، شركتهاى كوچك و متوسط بايد ريسك كسب اين فناورى ها را توسط يك تحليل استراتژيك عميق در ابتدا براى هر فناورى درنظر بگيرند. هدف از اين تحليل استراتژى اطمينان از اين است كه دستاوردهاى آينـــده اين فناورى جديد از هزينه ها و ريسك هاى مالى و قانونى آن باارزش تر و مهمتر خواهدبود. در حالى كه انجام اين تحليل استراتژيك يك قدم ضرورى در هر اكتساب يا انتقال فناورى جديد است، شركتهاى كوچك و متوسط غالباً مواجه با چالشهايى هستند كه مانع توفيق آنها در دستيابى به فناورى هاى جديد مى شود. به دليل اينكه ممكن است شركتهاى كوچك و متوسط زمان كافى را براى انجام تحليل استراتـــژيك در درون موسسه خود نداشته باشند، و ناتوانى اين تحليل به دليل فقدان منابع مالى براى استفاده از كمك بيرون از موسسه براى تحليل فناورى و توانايى موردنياز براى صحت و سقم و تكميل تحليل نتايج حاصله توسط متخصصان باشد.

استراتژى هاى بالقوه: گرچه ارزيابى استراتژيك فناورى بايد با نوع و ويژگيهاى خاص فناورى شركتهاى كوچك و متوسط متناسب باشد، اما ثمربخشى يك تحليل استراتژيك بايد براساس درجات عنوان شده در ذيل باشد:
1 - درجه اى كه فناورى، توانايى شركتهاى كوچك و متوسط براى تحقق اهداف استراتژيك آنها افزايش مى دهد؛
2 - درجه اى كه فناورى، شركتهاى كوچك و متوسط را بر تحقق يا پيشى گرفتن از انتظارات مشتريان و مصرف كنندگان، قادر مى سازد؛
3 - ميزان دسترسى به منابع داخلى و خارجى كافى (مالى و يا منابع انسانى) براى كسب و اجراى فناورى هاى جديد؛
4 - درجه اى كه فرهنگ سازمانى از انطباق فناورى حمايت مى كند و در موفقيت آن سهيم است؛
5 - ميزان دسترسى به متخصصان داخلى و خارجى موردنياز براى ايجاد هماهنگــى فناورى هاى جديد يا فناورى هاى موجود؛
6 - سطح كنترل شركتهاى كوچك و متوسط براى استفاده از سود ايجاد شده حاصل از فناورى جديد از طريق حفظ حق الامتياز و موافقت نامه؛
7 - درجه اى كه شركتهاى كوچك و متوسط براى موضوعات محيطــى در استفاده از فناورى هاى جديد مسئوليت دارند.
بنابراين، با وجود مشكلات شركتهاى كوچك و متوسط در ارزيابى كامل فاكتورهاى فوق، دولتها يا سازمانهايى كه از بودجه دولتى استفاده مى كنند، مى توانند ازطريق فراهم آوردن دسترسى آسان به انواع اطلاعات زير كمك برجسته اى به شركتهاى كوچك و متوسط كنند:
- اطلاعات مربوط به روندهاى توليد و عرضه در صنعت؛
- اطلاعات مربوط به روندهاى بازار؛
- اطلاعات فنى و اطلاعات مربوط به سطوح كارايى توليد؛
- اطلاعات فنى كه مى تواند براى تعيين مفيدبودن فناورى هاى جديد يا محصولات ارتقايافته، توسط شركتهاى كوچك و متوسط مورداستفاده قرار گيرد؛
- اطلاعاتى درباره برنامه هاى حمايتى دولتى وخصوصى دردسترس براى شركتهاى كوچك و متوسط درجهت توسعه و اكتساب فناورى.
به علاوه شركتهاى كـــوچك و متوسط مى توانند از مهارتهاى شركاى مالى و بانكى كه غالباً قادر و يا علاقه مند به ارزيابيهاى مالى و تحليل يا انتخاب فناورى هاى مختلف هستند، استفاده كنند.

ناحيه چالش سوم: انطباق موفق فناورى جديد
گرچه اكتساب فناورى جديد اولين قدم شركتهاى كوچك و متوسط براى ارتقاى عملكرد رقابت پذيرى ازطريق نوآورى است اما توانائيهاى اجراى نهايى، نه تنها به كسب فناورى بستگى دارد بلكه به توانايى شركتهاى كوچك و متوسط براى اداره موثر فناورى جديد و فعاليتهاى كليدى مرتبط به آن براى انطباق موفق فناورى ازقبيل آموزش، بازاريابى، سرمايه گذارى مالى و... بستگى دارد. شركتهاى كوچك و متوسط نه تنها بايد شخصاً هريك از فعاليتهاى فوق را ياد بگيرند بلكه بايد ظرفيت تقويت عملكرد ناشى از انطباق فناورى جديد را نيز به حداكثر برسانند. شركتهاى كوچك و متوسط بايد يك اتصال استراتژيك ميان همه ابعاد يك فراينـــــد نوآورى به وجود آورند. به علاوه در شرايطى كه شركتهاى كوچك و متوسط مى بايستى منابع تكنولوژيك را از شركاى بيرونى (به طور مثال موسسات دولتى، شركتهـــاى بزرگ و نمايندگيها) بگيرند سرمايه گذارى موفق در امر فناورى بستگى به توانايى در تنظيم، سازماندهى، مديريت موثر و روابط همكارى با اين شركا دارد. سرانجام مديريت فناورى نيازمند اين است كه مديران، يك ديدگاه درازمدت استراتژيك نسبت به كسب و كار اخذ كنند و براى نظارت و كنترل تاثير تغييرات تكنولوژيك بر روى موقعيت بازار خود تلاش آگاهانه اى داشته باشند.

استراتژى بالقوه: بسيارى از شركتهاى كوچك و متوسط داراى محدوديت منابع براى فعاليتهاى نوآورى هستند و غالباً فقدان تجربه و مهارتهاى مديريتى موردنياز در درون موسسه براى تضمين يك موفقيت (سود) اساسى از اكتساب فناورى هستند. بنابراين، شركتهاى كوچك و متوسط احتمالاً نيازمند استفاده از برنامه هاى هميارى هستند كـــه براى كمك به آنها در زمينه هاى منابع انسانى و فناورى مديريت به كار مى روند. به علاوه، به دليل اينكه مديريت فناورى موثر بستگى به آگاهى از فناورى هاى جديد و رويدادهاى نوآورى و شناخت و درك محيط درونى دارد كه فناورى را به كار خواهدگرفت. توانايى شركتهاى كوچك و متوسط براى مديريت موثر فناورى ازطريق برنامه هاى طراحى شده براى آماده ساختن آنان ازطريق دسترسى سريع به بازارهاى قابل استفاده مرتبط و اطلاعات فناورى بيشتر خواهدشد.
همچنين، فعاليتهاى متعددى وجود دارد كه بايد براى حمايت موثر از يك فناورى و دانش فناورى جديد توسط مديران شركتهاى كوچك و متوسط صورت پذيرد، فعاليتهايى از قبيل:

آموزش پرسنل: آموزش پرسنل يكى از مهمترين فعاليتهاى حمايتى از اكتساب فناورى جديد است. بسته به نوع فناورى، ممكن است براى برخى ازشركتهاى كوچك و متوسط استخدام پرسنل با مهارت بالاتر ضرورى باشد. با وجود اين، على رغم محدوديتهاى مالى، بسيارى از آنها ممكن است براى كسب دانش فناورى موردنياز، برنامه هاى آموزشى درون يا بيرون سازمان را انتخاب كنند.
مديريت فناورى: مديريت فناورى كارا نياز به حمايت موثر (نه فقط درگير شدن) مديريت ارشد در نظارت سيستماتيك و ارزيــــابى زمينه هاى فناورى مربوط به شركت و يك تلاش خودآگاه براى تفكر درباره تاثير تغيير فناورى بر موفقيت بازار بنگاه دارد. به علاوه، مديريت موثر فناورى هاى جديد نيازمند انعطاف پذيرى استراتژيك و يك آمادگى براى به كارگيرى فناورى هاى جديد در توليدات و فرايندهاى شركت به منظور حفظ موقعيت رقابتى آن است. سرانجام ممكن است فكر شود كه درگير شدن مديريت فناورى در ايجاد يك واحد تحقيق و توسعه يا استخدام يك مدير فناورى امرى ضرورى نباشد. باتوجه به آنكه براى بسيارى از شركتهاى كوچك و متوسط ممكن است توجيه هزينه ايجاد يك واحد و يا يك پست جديد مشكل باشد.

شبكه سازى: همان طور كه در بالا ذكر شد، شبكه سازى با ديگر شركتها و شركاى تجارى به عنوان يك منبع مهم اطلاعاتى و ايده سازى براى نوآورى هاى فرايند و توليد است، دو مورد از مهمترين منابع اطلاعــــــــاتى عرضه كنندگان و مشتريان هستند. اين فاكتور نياز به ارتباطات حمايتى در بين واحدهايى دارد كه با مشتريان تماس دارند مانند (فروش و بازاريابى) و همچنين ميان واحدها و تماس منظم با عرضه كنندگان.
استراتژى هاى بازاريابى موثر يك فاكتور كليدى براى كامياب شدن شركتهاى كوچك و متوسط در اكتساب و توسعه فناورى ها است. فقط ازطريق جذب مشتريان جديد است كه شرايط مى تواند براى انطباق فناورى جديد فراهم شود. توانايى مديران بازاريابى براى ارتباط موثر با مشتريان بالفعل و بالقوه و برگرداندن نيازهاى مشتريان به محصولات جديد و يا بهبود يافته ازطريق استفاده از فناورى است كه عاملى براى موفقيت شركتهاى كوچك و متوسط در يك بازار جهانى رقابتى محسوب مى شود.
ناحيه چالش چهارم: گزينه هاى توسعه فناورى
در بسيارى از كشورها، دولتها كه به اهميت روزافزون شركتهاى كوچك و متوسط در توسعه اقتصادى و اجتماعى و اهميت نوآورى در توانايى آنها براى رقابت واقف شده اند، تعداد زيادى برنامه هاى بودجه اى فدرال و مشوقهايى را براى ارتقاى حمايت از توسعه فناورى در شركتهاى كوچك و متوسط تدارك ديده اند. به دليل فقدان نسبى قابليتهاى فناورى درون سازمانى در شركتهاى كوچك و متوسط و محدوديت منابع دردسترس براى اختصاص به كسب وتوسعه فناورى، آگاهى دادن درمورد نحوه دسترسى به گزينه هاى مختلف توسعه فناورى و وجوه خارجى براى تحقيق و توسعه، مكانيسم هايى هستند كه مى تواند نقش برجسته اى در ايجاد توانايى شركتهاى كوچك و متوسط براى رقابت از طريق نوآورى بازى كند. مثالى از اين برنامه ها در آمريكا، برنامه تحقيق و نوآورى درشركتهاى كوچك است. اين برنامه درصدى از بودجه تحقيق و توسعه فدرالى را براى همكارى با كسب و كارهاى كوچك و كمك به ايجـــاد مشاركت بين صنعت - دولت پوشش مى دهد.

تعدادى از كشورها، دامنه گسترده اى از گزينه هاى توسعه فناورى را ايجاد كرده اند كه مى تواند براى كمك به ايجاد منابع موردنياز براى توسعه فناورى و يا انطباق فناورى مفيد واقع شود. بـــــــراى مثال، در آمريكا موافقت نامه هاى تحقيق و توسعه مشتركى بين آزمايشگاههاى دولتى و شركاى بيرونى و معمولاً خصوصى طراحى و اجرا شده است كه تاحد زيادى فرايند انتقال فناورى را براى اين شركتهــــا، آسانتر مى سازد. گزينه هايى كه مى تواند براى كمك به توليد منابع و... براى توسعه و يا انطباق فناورى مفيد واقع شود، عبارتند از:

قرارداد: يك قرارداد وسيله اى براى كسب فناورى است كه بين دولت و يك پيمانكار منعقد مى شود كه در آن پيمانكار ملزومات يا خدماتى را براى اهداف توسعه فناورى براى دولت فراهم مى آورد. قراردادها مى توانند براى بودجه تحقيق و توسعه و براى توسعه فناورى هاى جديد مورداستفاده قرار گيرد.
قرارداد با هزينه مشترك: قراردادى است كه هزينه هاى توسعه و اكتساب فناورى بين دولت و يك پيمانكار تقسيم مى شود. اين قرارداد، معمولاً براى موقعيتهايى مناسب است كه فناورى مورد توسعه هم براى صنعت و هم دولت منفعت دارد.
توافقات حق الامتياز: توافقى است كه يك بنگاه يا يك دولت حق توليد يك فناورى و يا استفـــاده از فرايند توليدى را دراختيار خود مى گيرد و در بازگشت، اعطاكننده حق الامتياز، براى دادن امتياز، پولى را كه معمولاً براساس فروش يـــــــا مدت توافق است به عنوان حق الامتياز (ROYALTY) مى گيرد.

توافقات استفاده از تجهيزات علمى: توافقى است كه امكان استفاده از تجهيزات آزمايشگاههاى فدرال را براى بخش دولتى يا خصوصى امكان پذير مى سازد. صنعت ممكن است اين تجهيزات را به صورت غيراختصاصى (مالكانه) در مواردى كه با انتشار نتايج يا محافظت از آنها موافقت مى كند، مورداستفاده قرار دهد.
مبادله پرسنل تخصصى: برنامه هايى هستند كه در آن پرسنل آزمايشگاههاى فدرال و پرسنل بنگاههاى خصوصى براى مبادله اطلاعات درمورد فناورى هاى جديد و تجميع دانش و تجربه مبادله مى شوند. متاسفانه موسسات كوچك و متوسط غالبـــاً از دامنه گسترده گزينه هاى مشــــاركتى توسعه فناورى يا برنامه هاى تشويقى آگاه نيستند. به علاوه، براى كسب و كارهاى كوچك، توسعه قابليتهاى درون سازمانى آنها در مواجهه با جريان ورود فناورى هاى جديد وكاربرد آن مشكل است.

استراتژى هاى بالقوه: سياستها و برنامه هاى دولتى كه براى آموزش شركتهاى كوچك و متوسط درخصوص گزينه هاى دردسترس طراحى شده است، توانايى شركتهاى كوچك و متوسط را در رقابت از طريق كسب و توسعه فناورى تسهيل مى كند. ارتقاى آگاهى درمورد گزينه هاى توسعه اى دردسترس، همچنين شيوه هــــايى كه فناورى هاى جديد در قابليت هاى رقابتى سهم دارند نيز براى شركتهايى كه انگيزه كمى براى نوآورى نشان مى دهند و يا بقاى درازمدت آنها موردتهديد است، بسيار مهم است. آگاهى از اين موضوعها مى تواند كه شامل انتشار ادبيات، نمايشگاههاى تخصصى، بازديد از شركتهاى كوچك و متوسط توسط متخصصان و كسانى باشد كه آنها را در تماس با سازمانهاى علمى، فنى و مالى مربوطه قرار مى دهند.

اين مقاله كه توسط MELANIE JONES &RAVIJAIN نوشته شده برگرفته از منبع ذيل است: INT.J. TECHNOLOGY TRANSFER COMMERCIAL STATION VOL, 1, 2002

منبع: ماهنامه تدبير ش 147