مرکز رشد شريف صفحه نخست

پذيرش فناوريهاى نوين در سازمان

مقدمه

باوجود توسعه چشمگير فناوريهاى جديد، برخى سازمانها نياز به پذيرش چنين فناوريهايى را به‌طور كامل به‌دست فراموشى سپرده اند و يا اينكه نسبت به تصميم گيرى درباره فرايندهاى پذيرشى مربوط و اقدام به پياده سازى آن با سرعت بسيار پايينى حركت مى‌كنند .
برخى از مديران تمايل دارند تا بهترين فناوريهاى موجود دردنياى تجارت را به‌كار گيرند ، در عين حال به‌نظر مى رسد كه بسيارى از آنها گرايش به چشم پوشى از اثرات انسانى و سازمانى اين فناوريها دارند‌.
جامعيت اين فناوريهاى جديد و تواناييهاى بالقوه آن را مى‌توان در واقع به عنوان منبع بالقوه اى از ضعف در نظر گرفت . دليل اين امر ناتوانى مديران نسبت به استفاده از اين فناوريها برابر رقباى خود يا ناتوانى شان در بهره بردارى از فرصتهاى ناشى از اين فناوريها است . جهت حل مسئله بايستى قابليتهاى اين فناوريها ، كفايتشان براى كسب و كار ، امكان بهره بردارى از مزاياى آن و تلاش در جهت كسب ذهنيتى نو از مديريت را درك كرد . در عين حال ، درك نحوه ارتباط دقيق فناوريهاى جديد با سيستمهاى اطلاعاتى و نيز چگونگى تضمين تداوم كسب و كار با توجه به امنيت چنين فناوريهايى ، بسيار ارزشمند است .
بسيارى از كسب و كارهاى كوچك و متوسط در راستاى پرهيز از زوال سازمانى ، خود را از نظر اقتصادى متعهد به اتخاذ اين فناوريها مى‌كنند . آنها بايستى اين كار را از طريق توجه به ريسك‌هاى ذاتى فناوريهاى مزبور و نيز امنيت تداوم كسب و كار خود ـ حتى بعد از رويدادهاى غير منتظره و سخت ـ انجام دهند .

فناورى اطلاعات به عنوان يك نوآورى
براى دهه‌هاى متمادى ، ارزش و اهميت سيستمهاى اطلاعاتى و فناورى اطلاعات و ارتباطات نقشى تعيين كننده و فراگير در كسب و كارهاى سازمانى داشته است‌. آرايش سريع اينترنت و پايگاههاى داده‌‌‌‌اى سازمانى در دهه هاى 80 و90 ، فرايند تعديل رفتارهاى تجارى و حيطه ارتباطى آن با بازارهاى خود را تشديد كرده است . در اين زمان ، ما مى‌توانيم به وجود ميليونها آژانس كه تعاملى پيوسته و مستقل با ابزارهاى محاسباتى دارند ، اشاره كنيم .
اين وضعيت و تحولات احتمالى آن‌، چالشهاى متعددى را در برابر تواناييهاى ما نسبت به طراحى و ارائه سيستمهاى اطلاعاتى مطرح مى‌سازد . به هر حال ، براى بسيارى از سازمانها ، سيستم‌هاى اطلاعاتى و در كل فناورى اطلاعات و ارتباطات ، هنوز در راستاى عملكرد بازارى و ارتباط با دست اندركاران آن نقشى نوآورانه دارد . اين به معنى آن است كه ، فرايند پذيرش ، به عنوان عينيتى امكان پذير از فرايند تصميم گيرى ويا مسائل مديريتى در آمده است . انگيزه براى نوآورى زمانى در سازمان ايجاد مى‌شود كه تصميم گيرندگان شكافهاى عملكردى را مورد توجه قرار دهند يا پى برند كه وضعيت موجود سازمان رضايت‌بخش نيست .
بهبودهاى تكنولوژيك و فرايندى ، نقشى ملموس در تحقق اهداف كيفى و عملكردى دارند. تشخيص اين بهبودها كه باعث افزايش سطح كيفى سازمان مى‌شود ، روندى تعيين كننده براى عملكرد فرايندى است. از جنبه استراتژيك ، موفقيت فرايندهاى نوآورى مديريتى بسته به تلاشهاى رقابتى است . اين تلاشها ممكن است شامل دانش عميقى از پيشرفتهاى تكنولوژيك و تحليل كافى از مزيتهاى شبكه ها باشند . اين به معنى آن است كه مديران بايستى فناوريهايى را كه الزاما با ايجاد سطوح بالاى دانش و نيز بهبود كيفيت بديلهاى ارائه شده تلفيق مى‌شوند ، مورد توجه قرار دهند .
اين ملاحظات مربوط به ارزش اطلاعات‌، بايستى بر ارزيابى سازمان از فناورى اطلاعات متمركز شود . ارزيابى اجرايى قبلى ممكن است مقدم بر فرايند تصميم گيرى باشد ، يعنى قبل از نصب فناوريهاى محاسباتى در سيستم‌هاى اطلاعاتى مربوط به آنها . بعد از اين عمل ، سازمان مى‌تواند برارزيابى فرا عملكردى اين فناورى متمركز شود ، يعنى ارزيابى مربوط به استفاده عملياتى ازفناورى اطلاعات .
آشكار است كه بسيارى از بخشها از قبيل خدمات مالى ، فناورى اطلاعات ، توليد ، حمل و نقل، مشاوره ، توليد، خرده فروشى، عمده فروشى و انتشارات ، با ارزيابى استفاده عملياتى از ICT مرتبط هستند ، براى اينكه آنها هميشه بر همه ظرفيتهاى IT متكى اند . به‌هرحال ، ارزيابى اين تواناييها و مزاياى مربوط به آنها كه ممكن است از طريق سازمان مورد بهره بردارى قرار گيرد ، فرايندى پيچيده است كه در آن هيچ توافقى نسبت به روش ايده آل ارزيابى يا نحوه بهتر انجام دادن آن وجود ندارد .
در زمينه ICT ، فرايند ارزيابى از طريق ابزارهاى كمى و يا كيفى براى تعيين ارزش IT نسبت به سازمان تعريف مى‌شود . تعريف ديگر شامل تشخيص و كمى سازى هزينه ها و مزاياى سرمايه گذارى IT است‌. برخى پژوهشگران بيان مى‌كنند كه ارزيابى سرمايه گذارى IT فرايندى است كه در نقاط مختلفى از زمان و يا به‌صورت مستمر انجام مى‌گيرد . اين امر به صورت صريح ، كمى و كيفى به دنبال تاثيرات پروژه IT است .
جهت استفاده بهتر از منابع مديريتى ، توسعه و پذيرش فناوريهاى نوين بايستى با شواهد اثربخشى هزينه اى و مديريتى آن مرتبط باشد . با اين حال ، باوجود پيشرفتهاى عمده اخير در اجرا و ترويج ارزيابى ICT ، توسعه اين فناوريها تاثير اندكى در بسيارى از سازمانها دارد .
اين امر تا حدودى به دليل پيچيدگى نيروهايى (ازقبيل مقاومت در برابرتغيير ، اشتياق مدير ، مبارزات رسانه اى ، نظرات مشتريان ، مشوقهاى كارفرما و توسعه هاى سازمانى ) است كه توسعه فناوريهاى جديد و روش تعامل ارزيابى ICT با آنها را تعيين مى‌كند .

ساير محدوديتها
مضاف بر اين نيروهاى متعامل ، دو محدوديت ديگر در ارتباط با ارزيابى ICT وجود دارد . اولى محدوديت سازمانى است : پيچيدگى محيط درونى كه ارزيابى فناورى بايستى درآن انجام گيرد و درنتيجه ارتباط آن با تصميم گيرندگان مورد نظر . دومى ، محدوديت مربوط به تعارضهاى ارزشى است كه با ظهور فناوريهاى جديد ايجاد مى‌شود و ممكن است بر بكارگيرى رويه ها و روشهاى سنتى تاثيرگذار باشد . درك روشن اين محدوديتها و تعامل متقابل آنها جهت اداره بهينه فناوريها در سيستم ضرورى است .
تاكيد بردرك بافت سازمانى مرتبط با توسعه نوآوريهاى ICT اهميت بسزايى دارد‌. ما بايستى عوامل متعددى از قبيل وجود عامل تغيير ، حمايت مالى ، جو مديريتى و مديريت منابع انسانى را به عنوان ويژگيهاى بافت سازمانى تغيير در نظر بگيريم .

موانع پذيرش برخى فناوريهاى جديد كدامند ؟
برخى سازمانها واقفند كه تلاش نوآورى و پذيرش رويه ها و فناوريهاى جديد ممكن است باعث افزايش رقابت پذيرى سازمان شود . در حقيقت ، نوآوران مى‌توانند همان سرمايه گذاران باشند و اين زمانى است كه آنها قادر به اداره وظايف تحقيق وتوسعه باشند . به علاوه ، كاركنان دانشى (سرمايه انسانى) مى‌توانند با مد نظر قرار دادن بازارهاى هدف، قادر به دفاع از سازمان در برابر حركات تهاجمى رقبايشان باشند .
مديريت دانش ، بر افرادى نظر دارد كه درگير ايجاد ، توزيع و تقويت دانش در ميان حوزه هاى وظيفه اى هستند .
اين درگيرى ، پايه فرهنگى سازمان است كه بسته به يادگيرى ، كار تيمى ، تسهيم دانش و نوآورى است . مديران مى‌توانند برنامه هاى تشويقى براى درگيرسازى كاركنانشان در نقشها ، فعاليتها و فرايندهاى دانش پايه تجويز كنند.
به‌هرحال ، بسيارى از كسب وكارهاى با اندازه متوسط قادر به پذيرش سريع فناوريهاى جديد نيستند و اين مشكل و يا بى ميلى بايستى بررسى شود. برخى عوامل مانع پذيرش فناوريهاى نوين هستند :

ذهنيت مالكان : كاركنان مثل مالكان فكر نمى‌كنند و رابطه مالكان با كسب وكار تفاوتى بنيادى با سايرين دارد . بسيارى از مالكان كسب و كارهاى خود را با توجه به نگرشهاى سنتى شان اداره مى‌كنند و علاقه‌اى به نوآورى و يا فرايندهاى مدرن ندارند .
ابعاد سازمانى : براى برخى كسب و كارهاى متوسط ، بكارگيرى فرايندهاى تجارى كه از قبل مورد استفاده بوده است ، كاملا كفايت مى‌كند . به علاوه اطلاعات مربوط به مشتريان (نيازها ، رفتارهاى خريد و سطوح رضايت) بر مبناى روابط شخصى است.
ضعف كاربران در بهره‌گيرى از فناوريهاى جديد: اين مشكل ممكن است منجر به استفاده ناقص از تجهيزات و كاربردها شود . در نتيجه ، بكارگيرى همه ظرفيتهاى بالقوه ناشى از فناوريهاى محاسباتى غير ممكن است .
مقاومت در برابر تغيير : باوجود سرعت بالاى ICT ، ما هنوز مجبور به رويارويى با چنين وضعيتى هستيم : برخى كاركنان تمايلى به تعديل روشهاى شخصى اجراى وظايف معمول خود ندارند . اين امر دو دليل دارد . نخست ، آنها تمايلى به يادگيرى نحوه سروكار داشتن با فناوريهاى نوين ندارند . دوم ، براى بعضى افراد بشرى ، تغيير ممكن است باعث ايجاد حس نا امنى شود.
محدودبودن بكارگيرى فناوريهاى نوين به برخى حوزه‌هاى وظيفه‌اى: (براى نمونه‌: توليد) اين محدوديت مى‌تواند به عنوان نيرويى بازدارنده در نظر گرفته شود .
نگرانى از مواجهه با فناوريهاى نوين به عنوان منبعى از بى امنيتى سازمانى : زمانى كه داده ها با توجه فنون سنتى مورد پردازش قرار مى‌گيرند ، اطلاعات به‌دست آمده مشهود و احتمال نابودى يا سرقت آنها بسيار پايين است .
برخى مديران ممكن است تصور كنند كه پيچيدگى صرف شبكه هاى مدرن كسب و كار ، بزرگترين ضعف براى سازمانهاست‌. به‌هرحال مديرانى كه مسئول ارزيابى ICT هستند ، مجبور به درك نحوه تعامل اين فناوريهاى نوين با طرح هاى موجود هستند. آنها همچنين بايد اطمينان حاصل كنند كه منابع كافى براى نگهدارى سطوح عملكردى مورد نياز موجود است . ترديدى نيست كه تقريبا همه خدمات ارتباطى مى‌تواند به عنوان ريسكى امنيتى در نظر گرفته شود، براى آنكه مزاحمان توانايى اختلال در سيستم را دارند و بيانيه هاى امنيتى به صورت حقايقى عام تلقى مى‌شوند . به‌هرحال ، پتانسيل آسيب‌پذيرى به معنى ضعف نيست . روشها و فنونى نيز جهت حفاظت از سرمايه هاى سازمانى وجود دارد .

پذيرش ريسك‌هاى نوين
تلاشهاى نوآورى شامل پيگيرى آزمايشها، توسعه فناوريهاى جديد‌، خدمات ويا محصولات جديد ، فرايندهاى نوين و ساختارهاى جديد سازمانى است‌. انديشمندان جديد مديريتى واقفند كه اطلاعات نتيجه تكامل دانش بوده و شبكه‌اى يكپارچه از رابطه ميان تلاش هوشمندانه ونوآوريهاى تكنولوژيك در حال گسترش است .
با توجه به برخى كارهاى انجام شده در اين زمينه ، سازمانهايى كه قادر به شبيه سازى و بهبود دانش سرمايه انسانى خود هستند ، آمادگى بيشترى جهت مواجهه با تغييرات سريع امروزى و نيز عرضه نوآورى در جاهايى كه مصمم به سرمايه گذارى و رقابت هستند ، دارند .
مديران بايستى بدانند كه مهارتهاى منابع انسانى و سطح انگيزشى آنان امكان دريافت پيشنهادهاى خلاق و متفاوت و همچنين فعاليتهاى تحقيقاتى مربوط به نوآوريها را به وجود مى آورد .
با اين وجود ، سازمانها در حال تجربه برخى واقعيتهاى ناشناخته‌اند و اين به معنى آن است كه مديران مجبور به رويارويى با ريسك‌ها هستند . با توجه به ديدگاه ريسك ، مى‌توان گفت كه احتمال بروز چنين نتيجه اى ، تابعى از ميزان حفاظتى است كه سازمان در برابر سطح ريسك‌هاى روياروى خود به عمل مى آورد . مديران مجبور به ارتقاى مديريت امنيتى در داخل سازمان خود هستند و اين امر در درجه اول از طريق اتخاذ ارزيابيهاى جامع از ريسك صورت مى‌پذيرد .

سازمانهاى امروزين ، حتى بيشتر از قبل ، نيازمند گزينه هاى استراتژيك براى كنترل ريسك‌هاى اجتناب ناپذير هستند‌. اين فرايند كنترلى نيازمند شناخت دقيق ريسك و تشخيص طيفهايى است كه ممكن است جهت طبقه بندى كنترل‌ها به‌كار روند . ارزيابى ريسك بايستى بر مبناى احتمال رويداد و تاثير بر بهره ورى سازمان صورت گيرد . همچنين مهم است كه سازمانها بدانند مديران از چه منابعى مى‌توانند اطلاعات مربوط به امنيت و پيشنهادهاى فنى را جمع آورى كنند. اين به‌دليل آن است كه آنها قادر به ارائه پيشنهادهايى درباره آسيب پذيرى امنيتى و روشهاى كاهش ريسك آسيبهاى ويژه نسبت به سيستم‌هاى مختلف عمليات كامپيوترى هستند . در هرچيزى كه با ICT سروكار دارد ، مديران بايستى چالشى مستمر را در نظر بگيرند . در محيط كسب و كار امروزى حفظ اعتماد مشتريان و پشتيبانى از كسب و كار خويش به معنى تامين امنيتى شبكه ها و ارتباطات با طيف وسيع است. موفقيت ما بسته به اتخاذ گامهايى جهت محافظت از داده هاى حياتى است‌. زمانى كه كسب و كارها رشد مى‌يابد و متناوبا" از اينترنت جهت ارتباط با ادارات‌، مشتريان و دست اندركاران استفاده مى‌شود ، سازمانها خود را در برابر تهديدات بزرگترى قرار مى‌دهند . اين به معنى آن است كه آنها نيازمند مجموعه اى از راه‌‌ حلهاى معتبر براى امنيت اينترنتى هستند . برخى برنامه‌‌ها امنيت تثبيت شده اى را براى كسب و كارهاى متوسط به همراه راه حلهاى فنى مختلف ارائه مى‌دهند . برپايى برخى از آنها به‌طرزى استثنايى ساده بوده و از طريق ابزارهاى مبتنى بر جستجوگر قابل اداره هستند. اين امر به مديران اجازه مى‌دهد تا امنيت شبكه هايشان را براحتى برقرار سازند. براى مثال كاربران را قادر مى‌سازد تا به ايجاد شبكه هاى اختصاصى مجازى مبادرت نمايند . فعاليت اين شبكه‌ها مانند شبكه هاى تجارى خصوصى پر هزينه است، اما از زير ساختار اينترنتى كم هزينه بهره مى‌برند .
دانش تامين امنيت اطلاعات
مديران براى تامين پشتيبانى و دفاع از سازمان خود بايستى سطح مناسبى از دانش را در ارتباط با جنبه هاى اصلى امنيت اطلاعات در اختيار داشته باشند . به عنوان نمونه :
1. برداشتى كلى و دركى واقع بينانه از امنيت اطلاعات.
2. ساختارهاى امكان‌پذير امنيت اطلاعات، شامل چيستى و چگونه بكارگيرى آن.
3. روش مناسب براى نگهدارى كنترل‌هاى ريسك.
4. نقش مديريت در توسعه ، نگهدارى و اعمال سياستها ، استانداردها ، فعاليتها‌، رويه ها و رهنمودهاى مربوط به امنيت اطلاعات.
5. تهديدات پيش‌روى امنيت اطلاعات و تهاجمات متداول، مرتبط با اين تهديدات.
6. چگونگى توسعه يك طرح اقتضايى (شامل طرح واكنش به رويدادها ، طرح آشكارسازى اختلالات ، طرح هاى تداوم كسب و كار و بخشهاى آن).
7. نياز به برنامه هاى امنيت فيزيكى.
8. مشكلات عمده حاصل از تغييرات سريع و تاثير بالقوه آنها بر امنيت اطلاعات.
9. نحوه ايجاد يك برنامه كامل نگهدارى امنيت اطلاعات.

آيا مى‌توان ادعاى تداوم داشت ؟
برخى اختلالات تكنولوژيك تاثير زيان آورى بر صنعت و تجارت ـ هم ازجنبه زمان و هم هزينه ها ـ دارند . درصد بالايى از كسب و كارهاى كوچك كه رويدادهاى مختل كننده را تجربه مى‌كنند ، هرگز شروع مجددى نداشته اند . تجارت و صنعت مى‌توانند، فعاليتهاى بازدارنده اى را نسبت به محدودسازى آسيبها و زيانهاى ناشى از اختلالات تكنولوژيك تدارك ببينند و به عمليات عادى خود در زمانى كوتاه برگردند . اين امر از طريق طراحى و ايجاد طرح اقتضايى ميسر مى‌شود . اين طرح شامل سه عنصر اصلى است : طرح واكنش الزام آور، طرح آشكارسازى اختلالات و طرح تداوم كسب و كار .
باوجود تعدد اختلالات ، سازمان بايد طرحى براى فراهم سازى تداوم وظيفه اى كسب و كار وجود داشته باشد . اين طرح بسته به شناسايى وظايف حياتى كسب و كار و منابع لازم براى پشتيبانى از اين وظايف است.

رويدادها و كنترل
با توجه به قوانين و فرايندهاى كنترل داخلى ، مى‌توان رويدادها را جهت به‌دست آوردن دركى بهتر از تهديدات و آسيب پذيريهاى سازمانى به‌صورت داخلى مورد مطالعه و بررسى قرار داد . ظرفيت اداره رويدادها و پيش بينى پيامدهاى آنها مبناى مقابله با زيانهاى ناشى از حوادث آينده است. وقوع چنين حوادثى مستلزم فرايندى واكنشى بوده و شامل شناسايى آن ، ارزيابى ميزان ريسك آن و نيز مجموعه فعاليتها و رويه هاى قابل اكتشاف مى‌باشد . به اين دلايل ، اتخاذ فناوريهاى جديد ـ چه فناوريهاى اختصاص يافته به توليد وچه فناوريهاى ادغام شده با حيطه اطلاعات ـ مستلزم تلاشى جهت توسعه طرح اكتشاف اختلالات و بخشهاى مختلف آن است .
هدف اين طرح ، آماده سازى همه عناصر سازمانى ( انسانى ، فنى ، مالى و مواد‌) براى ارائه واكنش سريع به رويدادها و فراهم سازى امكان تداوم مدل‌هاى معمول عمليات كسب و كار و روابط آن با تامين كنندگان ، توزيع كنندگان و مشتريان است. به‌هرحال با توجه به اينكه هر كسب وكارى در بعدى موقتى اجرا مى‌شود ، اين طرح نمى‌تواند موجوديتى مستقل داشته باشد . با توجه به اين اصل ، سازمانها بايستى ذهنيتها و نگرشهاى خود نسبت به امنيت را جهت ايجاد طرح تداوم مناسبى از كسب و كار مجددا طراحى كنند .

امنيت، براى تداوم كسب و كار
مديران زمانى كه براى اعمال امنيت داراييهاى خود تصميم مى‌گيرند ، بايستى با اصول امنيت سيستمى عام شروع كنند و با اقدامات مشتركى كه در حفاظت از سيستم‌هاى ICT به‌كار مى‌رود، ادامه دهند . اصول امنيت سيستمى مشخص كننده امنيت فيزيكى و منطقى از يك ديدگاه سطح بالا بوده و دربردارنده حوزه هاى وسيعى مانند پاسخگويى ، اثربخشى هزينه و تلفيق است . ضرورت دارد ا مديران ، حسابرسان داخلى‌، كاربران و توسعه گران سيستمى بتوانند برخى نگرشهاى گرايشى را جهت تقويت دركى وسيع از الزامات امنيتى كه اغلب سيستم‌هاى ICT مجبور به داشتن آن هستند‌، اتخاذ كنند .
به هر حال مراقبت از اثر بخشى مديريت امنيت ضرورى است. دليل اين امر ، هزينه هاى بالقوه زياد ناشى از امنيت غيراثر بخش يا ناكافى است ، براى آنكه برخى داراييها نقشهاى مهمى در ايجاد درآمد يا ارائه خدمات بازى مى‌كنند . براى نمونه آنها مى‌توانند شامل اين موارد باشند :
_ هزينه تجديد ساخت ، تعمير يا جايگزينى سيستمهاى آسيب ديده.
_ سازش يا از دست دادن داراييهاى تجارى.
_ هزينه اختلالات تجارى به دليل توقفهاى كارى ناخواسته.
_ افول كسب و كار به دليل ازدست دادن اعتماد مشتريان ، دست اندركاران و شركا.
صرفه‌جوييهاى هزينه ناشى از فرايندهاى بهبود كارايى و بهبود مديريت ريسك مى‌تواند ارزش ارزيابى امنيت را دقيقتر سازد . سازمانهايى كه قادر به اعمال فناورى امنيتى پيشرفته هستند ، اجراى بهتر و قابل اعتبارترى خواهند داشت . بنابراين ، بررسى امنيت اطلاعاتى به‌طور منظم انجام شده و گزارش بررسى نيز با پيشنهادهاى كافى براى بهبود امنيت، آماده مى‌شود . اين امر منجر به افزايش ارزش براى سازمان ، شركاى آن و نهايتا شبكه هاى عمومى در مقياسى بزرگ مى‌شود .

نتيجه گيرى
فعاليتهاى برترى كه نيازمند سنجيدگى يكپارچه ، بينشى وسيعتر و مديريت استراتژيك هستند ، بايستى متهورانه و ريسك پذير در نظر گرفته شوند . به‌هرحال‌، در بسيارى از مواقع ، ريسكها دو بعد عمده را ارائه مى‌كنند : 1 - همراهى با پذيرش فناوريهاى نوين و 2 - عدم همراهى‌نكردن با آن كه در حالت اخير فرايندهاى قديمى جهت اجراى كسب و كار به‌كار گرفته مى‌شود . اين به معنى آن است كه برخى مديران مجبور به تعديل ذهنيتهاى خود و نيز عمق بخشيدن به آن هستند. در واقع اعمال ‌نكردن نوآورى ، مترادف با خود كشى خواهد بود .
اگر مديران كسب و كارهاى كوچك آشكارا نياز به مدرن سازى سازمانهاى خويش را در نيابند ، نه تنها قـادر به بهره‌مندى از مزاياى بالقوه منابع خود نخواهند بود ، بلكه از ويژگيها و ظرفيتهاى منابع انسانى شان نيز سودى نخواهند برد . اخيرا بسيارى از دست اندركاران سازمانى، ويژگيهاى خاصى را در حيطه مربوط به ICT كسب كرده اند و مى‌توانند به گشايش مسيرهاى سرنوشت ساز جديدى براى رشد كسب و كار كمك كنند . بايستى در نظر داشت كه هر فناورى نوينى با منابع جديدى از ريسك همراه است . با اين حال‌، ريسك‌ها لزوما داراى اثرات منفى و بدى نيستند . آنها را بايستى با روشهايى مناسب اداره كرد تا دست‌يابى به ارتقاى بهره ورى و تقويت توان رقابتى سازمان امكان‌پذير شود .

منبع:
Alberto carneiro، adopting new technologies، hand book or business strategy، 2006، pp 307-312

ترجمه: عباس نصيرى زنگ آباد
anasiri18@yahoo.com

به نقل از ماهنامه تدبير ش 182