مرکز رشد شريف صفحه نخست

به دنبال استراتژى كم ريسك

خلاصه : با سير تحولات تاريخى، مناسبات اقتصادى تغيير شكل يافت و مالكيت و مديريت جهت اداره بنگاه هاى اقتصادى از يكديگر تفكيك شدند. اين مهم با انقلاب صنعتى و گسترش شركت هاى سهامى روند رو به رشد خود را ادامه داد و با رشد بازار سرمايه (بورس سهام) فرآيند جدا شدن مالكيت از مديريت بسط يافت. در قانون تجارت ايران، اين نكته مورد اشاره قرار گرفت و در ماده (۱۲۴) تصريح شد: «هيات مديره مى تواند براى اداره شركت يك نفر شخص حقيقى را به عنوان مديريت عامل برگزيند، كه جزء هيات مديره شركت نباشد.» افزايش دامنه فعاليت هاى اقتصادى موجب شد سرمايه گذاران كنترل مستقيم خود را برروى سرمايه گذارى ها از دست بدهند. كنترل عملكرد مديران، بررسى وضعيت مالى و نتايج عمليات شركت ها از طريق گزارش حسابرسان مستقل ارائه و مورد ارزيابى قرار مى گيرد.

 

متن

با سير تحولات تاريخى، مناسبات اقتصادى تغيير شكل يافت و مالكيت و مديريت جهت اداره بنگاه هاى اقتصادى از يكديگر تفكيك شدند. اين مهم با انقلاب صنعتى و گسترش شركت هاى سهامى روند رو به رشد خود را ادامه داد و با رشد بازار سرمايه (بورس سهام) فرآيند جدا شدن مالكيت از مديريت بسط يافت.

در قانون تجارت ايران، اين نكته مورد اشاره قرار گرفت و در ماده (۱۲۴) تصريح شد: «هيات مديره مى تواند براى اداره شركت يك نفر شخص حقيقى را به عنوان مديريت عامل برگزيند، كه جزء هيات مديره شركت نباشد.»

افزايش دامنه فعاليت هاى اقتصادى موجب شد سرمايه گذاران كنترل مستقيم خود را برروى سرمايه گذارى ها از دست بدهند. كنترل عملكرد مديران، بررسى وضعيت مالى و نتايج عمليات شركت ها از طريق گزارش حسابرسان مستقل ارائه و مورد ارزيابى قرار مى گيرد.

رونق اقتصادى به همراه گسترش بازارهاى مالى موجب شد، سرمايه گذاران استراتژى هاى متفاوتى را جهت ساير فعاليت هاى سرمايه گذارى بسط دهند تا ضمن برخوردارى از درآمد حاصل از سرمايه گذارى، ريسك سرمايه را كاهش دهند. زيرا تنوع در سرمايه گذارى به طور ماهوى ريسك را كاهش مى دهپد.

به بيان ديگر موجب افزايش مصونيت سرمايه گذارى در مقابل نوسانات يا شرايط ركود بازار مى شود. عموماً انجام مطالعات توجيهى در سرمايه گذارى هاى غير جارى (بازار اوليه) از سه ديدگاه مورد بررسى قرار مى گيرد: داشتن توجيه فنى (ظرفيت، تكنولوژى، محل استقرار و...) توجيه اقتصادى (بازار فروش، رقبا، رشد، الگوى مصرف و...) و توجيه مالى (سود مورد انتظار، ميزان ريسك، دوره برگشت سرمايه و...). بنابراين مطالعات توجيهى از الزامات تصميم گيرى براى هر نوع سرمايه گذارى است. بديهى است تصميمات در بازار سرمايه (بازار ثانويه) نيز نمى تواند از اين قاعده مستثنى باشد.

در سرمايه گذارى هاى بازارهاى مالى و پولى ميزان ريسك و سود مورد انتظار از اهميت ويژه اى برخوردار هستند.

حتى در سرمايه گذارى هاى بدون ريسك مانند اوراق مشاركت و سپرده هاى بانكى توجه به سود مورد انتظار و تورم واقعى از اهميت ويژه اى برخوردار است. اگر سود مورد انتظار از نرخ تورم كمتر باشد يا نرخ تورم طى دوره مورد انتظار افزايش يابد قدرت پول كاهش مى يابد و عملاً بخشى از سرمايه به صورت ماليات منفى از دست مى رود.

بنابراين توصيه مى شود براى ورود به بازار سرمايه و خريد كالاهاى مالى، همانند مشاورين طرح هاى سرمايه گذارى از تكنيك ها و تحليل هاى تخصصى مالى از خدمات تحليلگران مالى استفاده شود، تا با اطمينان بخشى بيشترى در امر سرمايه گذارى مشاركت نماييد.

تحليلگران مالى با توجه به آشنايى با مفاهيم و ابزارهاى موجود در بازار سرمايه مى توانند با ارائه راهكارهاى مناسب و به موقع، در بازار سرمايه موجب افزايش احتمالى بازده مورد انتظار شوند و كاهش ريسك را متصور نمايند.در نظريه هاى مديريت مالى، بين ريسك و بازده مورد انتظار رابطه مثبت وجود دارد، يعنى سرمايه گذاران با تقبل افزايش ريسك، بازده بالاترى را مطالبه مى كنند. بنابراين در ابتدا به مفهوم ريسك به طور مختصر مى پردازيم.

● ريسك

ريسك عبارت از احتمال از دست دادن تمام يا قسمتى از سود و يا اصل سرمايه، و به عبارتى، ريسك نوسان بازده سرمايه گذارى است. به طور كلى ريسك به دو دسته طبقه بندى مى شود: ريسك سيستماتيك و ريسك غيرسيستماتيك. ريسك سيستماتيك شامل آن بخش از ريسك كل است كه همراه با تغييرپذيرى در سطح بازار همراه بوده و سرمايه گذار قادر به كاهش آن نيست. مانند وقايع غيرمترقبه، جنگ، تحريم و... ريسك غيرسيستماتيك آن بخشى از ريسك كل است كه به تغييرپذيرى در بازار سرمايه مرتبط است و سرمايه گذار مى تواند با مديريت صحيح و انتخاب درست سهام اين بخش از ريسك كل را كاهش دهد.

از ديدگاه تئورى، با انتخاب بيشتر سهام (پرگونه سازى) مى توان ريسك غيرسيستماتيك را به صفر نزديك كرد، ولى چون نمى توان تغييرى در ريسك سيستماتيك به وجود آورد در نهايت ريسك سبد سهام نمى تواند كمتر از ريسك سيستماتيك شود. به طور كلى عوامل تشكيل دهنده ريسك باعث تغيير قيمت آن سهم در بازار مى شود. اين عوامل عبارتند از ريسك نرخ ارز، ريسك تجارى، ريسك نرخ تورم، ريسك بهره و... .

▪ استراتژى و ريسك

به طور كلى مى توان ريسك شركت ها را به دو بخش تفكيك كرد: ريسك تجارى و ريسك مالى. ريسك تجارى به معناى امكان تغييرات در ميزان سوددهى يك بنگاه يا به بيان ديگر تغييرپذيرى در بازده مورد انتظار آن است. نوع صنعت، عمر شركت، نوع تكنولوژى و... با ميزان ريسك تجارى ارتباط دارد.

شركت هايى كه هزينه ثابت بالايى دارند و يا از تكنولوژى پيشرفته اى بهره مى گيرند و همچنين شركت هاى كوچك و تازه تاسيس، با ريسك تجارى زيادى برخوردار هستند. ريسك تجارى عبارت است از: ريسك محصول (پذيرش محصول از سوى بازار)، سهم بازار، اندازه بازار و... . ريسك تجارى عموماً با استراتژى رقابتى ارتباط دارد و شدت رقابت در يك صنعت، ريشه در ساختارهاى اقتصادى آن دارد كه فراتر از عملكرد رقباى موجود است.

ـ مايكل پورتر ( porter.M) ماهيت رقابت در يك صنعت را به پنج عامل اساسى رقابتى مرتبط مى داند:

۱) محصولات جايگزين ( تهديد ناشى از محصولات جايگزين يا خدمات جايگزين)

۲) خريداران (قدرت چانه زنى خريداران)

۳) فروشندگان (قدرت چانه زنى تامين كنندگان)

۴) تازه واردان (تهديد رقباى بالقوه)

۵) رقابت در صنعت (رقابت در بنگاه هاى موجود در بازار مورد نظر)

وى اين پنج عامل را با هم موجب شدت رقابت در صنعت و سودآورى آن تعيين مى نمايد و معتقد است براى هر نوع تحليل در مورد رقبا، ابتدا بايد فرآيند هاى چهار بخشى شامل: اهداف آينده، استراتژى فعلى، پيش فرض ها و توانمندى ها مورد شناسايى بررسى و ارزيابى قرار گيرد.

ريسك مالى به معناى تغييرپذيرى بازده مورد انتظار ناشى از ساختار سرمايه، سياست هاى تامين مالى و اهرم مالى است. يكى از منابع اوليه براى بنگاه هاى اقتصادى، وجوهى است كه براى تحصيل ساير منابع از آن استفاده مى شود.

ـ اين وجوه كه سرمايه را تشكيل مى دهند داراى هزينه هاى خاص خود هستند كه با تحليل هزينه- فايده مى توان به پنج سئوال اساسى براى هزينه ها پاسخ داد.

۱) چه منافعى از اين هزينه عايد خواهد شد ؟

۲) چه منافع غيرمستقيمى از اين هزينه عايد خواهد شد ؟

۳) آيا منافع حاصل از هزينه هاى ايجاد شده بيشتر است؟

۴) اگر هزينه انجام نشود چه زيان هايى واقع خواهد شد؟

۵) آيا گزينه كم هزينه ترى براى دستيابى به منافع وجود دارد؟

تركيب سهامداران، ميزان سرمايه و ارزش ويژه هر سهم از عوامل ساختارى سرمايه و همچنين نحوه تامين منابع مالى جهت سرمايه در گردش، ساير فعاليت هاى عملياتى و طرح هاى توسعه از سياست هاى تامين مالى و اهرم مالى هستند.

شركت ها از دو طريق نسبت به تبيين سياست هاى تامين مالى خود اقدام مى نمايند: تامين مالى از طريق افزايش سرمايه يا اخذ تسهيلات مالى از بانك ها و موسسات مالى يا تركيبى از آنها. هر ميزان درجه اهرم مالى شركتى بالاتر باشد (نسبت بدهى به ارزش ويژه يا نسبت بدهى به كل دارايى ها) ريسك مالى بيشتر مى شود. بنابراين يك رابطه مستقيم و معنادار بين استراتژى تامين مالى و ريسك وجود دارد.

تبيين استراتژى تامين مالى معمولاً به نوع صنعت و نوع محصول بستگى دارد و به طور كلى منابع براى چهار گروه تقسيم مى شود: سرمايه، نيروى انسانى، مواد اوليه و دانش فنى. بنابراين ميزان هر يك از گروه هاى پيش گفته نشان از ميزان محوريت آن در امر سرمايه گذارى در آن صنعت دارد؛ از جمله فعاليت هايى كه با محوريت سرمايه برى همراه است يا كارگرمحورى، مواد اوليه محورى و دانش فنى محورى كه هر يك براى تامين مالى از استراتژى هاى ملى متفاوتى برخوردار است؟

منبع: مركز توسعه و تبادل دانش فناورى اطلاعات