مرکز رشد شريف صفحه نخست

چهار منطق در طراحى شركتهاى فناورانه

چكيده

در اين مقاله، من ديدگاه ويژه‌اى به فن‌آفرين، يعنى يك دانشمند يا مهندس اتخاذ مى كنم؛ فردى كه كسب وكار مخاطره آميز جديدى را براى تجارى كردن فناورى‌اش طراحى مى كند. هدف، معرفى موضوع ها و گزينه‌هايى است كه در فرايند طراحى يك شركت رايج‌اند و بر روى رشد شركت تأثير فزاينده اى دارند. در اين مقاله، قوانين طراحى براى شركت هاى فناورانه (Technological Firms) ارائه مى شود: چگونه درباره مرتبط ترين هدفهاى طراحى تصميم بگيريم، و چگونه از راه انتخاب ابزارهاى مناسب، به نتايج دست بيابيم؟ به منظور دستيابى به اين نتيجه از بينش و شناخت حاصل ازنظامهاى گوناگون دانشگاهى، به ويژه كارآفرينى، نظريه مديريت راهبردى، نظريه سازمانى و مديريت عمليات استفاده مى شود. مقاله، فن آفرينها را افراد حرفه اى مى نامد كه قادرند عدم اطمينان هاى مربوط به طراحى شركتهاى فناورانه را، مديريت كنند.

1. طراحى شركتهاى فناورى، انگيزه اى براى يك حرفه

شركت چيست؟

تعريف قانونى و كارى اصطلاح شركت، ازكاربرد واژه انگليسى محاوره اى و نيز بيشتر زبانهاى اروپايى متفاوت است. از اين رو، شركت از لحاظ قانونى(‌از زمان ناپلئون) نامى تعريف مى شود- كه فقط - تحت آن نام، يك فروشنده، كسب و كارش را اداره كرده، در بازار كار مى كند و مى تواند اقامه دعوى و شكايت كند يا از جنبه‌هاى ديگر، متعهد و مديون شناخته شود. نام شركت بايد نيازمندى هاى ويژه‌اى را تأمين كند. بايد حقيقى بوده، گمراه كننده نباشد. نام شركت بايد منحصر به فرد باشد، تا ازشركتهاى ديگرشناسايى شود و استانداردهاى تماميت و يكپارچگى را تأمين كند. نخستين گزينه طراحى خلاق در طراحى يك شركت فناورانه، نامگذارى آن است. در انگليسى محاوره‌اى، اصطلاح شركت، كل شركت (نام، موجوديت قانونى و سازمانش) را شامل مى شود. ما گستره اين تعريف محاوره اى را، كه درراستاى هدفهاى حوزه مديريت تكنولوژى است و ابزارهايى براى تبديل تكنولوژى به محصول فراهم مى آورد، و سپس محصولها را در بازارها به پول تبديل مى كند و در نهايت بازده مالى براى كوشش‌هاى تقبل شده كسب مى كند، بيان مى كنيم. بنابراين، شركتها به عنوان سيستم‌هاى پيچيده اى طرح مى شوند كه حوزه هاى متعددى را پوشش مى دهند. دومين گزينه مهم طراحى براى شركتهاى فناورى، موجوديت قانونى آنها است. شركتهاى سهامى، مانند هر فردى مى توانند دربازار، طرفهاى يك قرارداد باشند، بنابراين از راه سيستم قضايى ثبت و تاسيس شوند. قانون شركت سهامى، يك گونه از گونه‌هاى قانونى عرضه مى كند كه تا اندازه اى(در مورد مسئوليت محدود) يا كاملأ ( درمورد شركتهاى سهامى) از افرادى كه آن را به وجود آورده اند يا مالك آن هستند، مستقل است. شركتهاى غير سهامى، به نقشهاى افرادى توجه دارند كه تحت نام شركتى فعاليت مى كنند، ازجمله: قدرت تصميم گيرى شان، مسئوليت ها، سهم ريسكى كه بايد تقبل كنند، سهمى ازمنافع و پاداشهايى كه دريافت مى كنند. اما، اساس و مبناى راهنماى طراحى يك شركت فنآورى ، بايد همواره رشد فعاليتهايش باشد.

2. چه كسى شركتهاى فناورى را طراحى مى كند؟

در اينجا مفيد است كه بين سه نقش، تمايز قائل شوم. به آنهايى كه يك شركت را راه اندازى كرده، تشكيل مى دهند، كارآفرين، يا با تاكيد بر مشخصات راه اندازى شركتهاى فنى، فن آفرين گفته مى‌شود. فن‌آفرين، اغلب عوامل ديگرى ‌ازجمله مشتريان، تأمين كنندگان، خبرگان كليدى، يا سرمايه گذاران را به عنوان سهامدار در يك كوشش مشترك درگير مى سازد كه هر يك به شركت فناورانه كمك مى كنند و در ريسك و مخاطره‌ها، مسئوليت پذيرى، منابع و- در صورت موفقيت- پاداشهاى شركت سهيم مى شوند. بعد ازراه اندازى و تشكيل شركت، اداره آن را به مديران مى سپارند. تخصيص و تخصيص مجدد اين سه نقش، يك كوشش مستمر طراحى كارآفرينى براى يك شركت فناورانه است. فن‌آفرين و مديريت به اتفاق همديگر براى طراحى كسب وكار شركت فناورانه به عنوان يك موجوديت اقتصادى مسئول هستند كه حداكثرسازى نتايج و بازده كوششها و سرمايه هاى مصرف شده را هدف قرار مى‌دهند. براى تحقق اين هدف، مدلهاى كسب و كار بايد طراحى شوند كه رفتار شركتها را در بازار تعريف مى كنند. استراتژى هاى كسب و كار، مانند ورود به بازارها يا خروج از بازارها را مى‌پذيرند، نيازها را جرح و تعديل مى كنند، و با ساير شركتها در بازار، رقابت يا همكارى مى‌كنند.
شركتها با مفهوم سازمان عجين شده است. سازمان ها، ساختار هماهنگ شده پايدار و پايا هستند. طراحى شركتهاى فنى، طراحى سازمان را به عنوان گزينشى درباره چگونگى تعريف وظايف، و اين كه كدام قوانين برهماهنگى شان حاكم است، ايجاب مى كند.
وظايف طراحى سازمان، از وظايف طراحى كسب وكار و فنى بسيار متفاوت است، زيرا طراحى سازمانى، طراحى اجتماعى و رهبرى، برانگيختن افراد براى پيوستن به گروه، پذيرفتن رفتار تيمى، به كاربردن سعى و كوششها براى رسيدن به هدفهاى مشترك را ايجاب مى كنند. همه ابعاد يك سازمان با همديگر ارتباط دارند و به موقعيت خاصى، كه يك شركت فناورانه در آن فعاليت مى كند، وابسته بسيار هستند. براى مثال، يك دانشجوى علوم، يك فناورى را در دانشگاه توسعه مى دهد، سپس شركتى را با هدف توسعه و تجارى كردن محصولاتش راه اندازى مى كند. او، خودش كارآفرين، سهامدار و مدير است. با كسب موفقيت اوليه، افرادى را استخدام كرده، به آنها مشاغلى واگذارمى كند، كه با سرپرستى كاركنان، به انجام وظايف مديريتى مى پردازد. با رشد سازمان، او تصميم مى گيرد كه مديريت را به فرد ديگرى واگذار كرده، بر روى توسعه محصول تمركز كند. پس با واگذارى نقش مديريت به فردى ديگر، او فقط مالك و سهامدار باقى مى ماند.

3. منطق طراحى شركتهاى فناورانه- ابزارها و هدفها

ديدگاه اقتصادى

نظريه اقتصادى، يك نظريه ساده است كه بر اساس آن، شركتها به عنوان سيستم‌هاى بسته الگو مى شوند كه بيشترين رانت‌هاى ممكن يا حداكثر سود را دنبال مى كنند. با ملاحظه اين نتيجه، يك شركت فناورى، از لحاظ اقتصادى، ازهرنوع شركت ديگرى متفاوت نيست. دانشمندان و مهندسان، خودشان را به ارزشهاى اخلاقى بهبود رفاه انسان از راه فناورى مقيد و ملزم مى‌سازند. بنابراين شركتهاى فناورى و تيمهاى مديريت شان اغلب با يك تضاد منافع درونى طولانى مدت زندگى مى كنند؛ تضادى كه بين بخش فنى، انتفاعى، ارزشى وجود دارد. به همين ترتيب، با حركت از علم و تكنولوژى به سمت مديريت كسب و كار، هرمهندس يا دانشمند، شخصاً، انطباق و سازگارى با دو دنيا ازارزشهاى بسيار متفاوت را تجربه مى كند. پس هدف اقتصادى مهم طراحى شركت ها، حداكثر سازى سود، دربلند مدت است.
در محدوده مديريت يك شركت، نقش برنامه ريزى راهبردى، برنامه ريزى براى موفقيت است، يا به زبان اقتصادى، دستيابى به رانتهاى بيش از اندازه متوسط است،. معنى سنتى برنامه ريزى راهبردى، تعيين موقعيت يك شركت در يك صنعت است كه فشار رقابتى پايين به آن امكان خواهد داد كه سودآورباشد. بنابراين، يك گزينه مهم طراحى، انتخاب صنعتى است كه شركت در آن رقابت مى كند. صنايع از لحاظ سودآورى ذاتى شان متفاوت هستند و همه صنايع براى سودآورى پايدار يك شركت، فرصتهاى برابر فراهم نمى كنند. بنابراين طراحى راهبردى يك شركت فناورى نه فقط از فهم و شناخت نسبت به فناورانه رشد مى كند، بلكه به همان اندازه، از فهم و شناخت ژرف نسبت به قوانين رقابت رشد مى كند كه جذابيت يك صنعت را معين مى‌سازد.
وظيفه طراحى سازمانى، توسعه و اجراى يك ساختار كارآمد و كارا براى سازگار كردن شركت با نيازهاى صنعت است. بنابراين، قانون طراحى نظريه اقتضايى سازمان(گالبرايت، 1973) اين است كه هر چه شركت با نيازصنعت هماهنگ‌تر شود، كاركردش افزايش خواهد يافت. نقش مديريت، حفظ يك فرايند طراحى مستمر براى حفظ و يا بهبود اين هماهنگى است. بنابراين طراحى اساس سازمان با مرحله تحليل وظيفه، براى فهم و تعيين فعاليتهاى اقتصادى لازم براى واكنش نشان دادن به موقعيت درمحيط رقابتى شروع مى شود. دومين مرحله در فرايند طراحى سازمانى، گروه بندى و تلفيق وظايف تخصصى به منظور ايجاد هماهنگى بين آنها است. طراح سازمانى، وسائل متعددى براى رسيدن به هماهنگى از راه ساختارمند كردن سازمان، در اختيار دارد. اين ابزارها درپنج مقوله كلى: سرپرستى مستقيم، استاندارد كردن فرايندهاى كار، استاندارد كردن مهارتها و توسعه آموزش حرفه اى، استاندارد كردن خروجى، تعديل و اصلاح متقابل قرار مى‌گيرند.
از بحث بالا مى توان دريافت كه طراحى سازمانى، يك فرايند بهينه سازى چند معياره است كه دست سازمان را براى انتخاب بين گزينه هاى طراحى بازمى‌گذارد. نتيجه رسمى طراحى سازمانى، نمودار سازمانى است، كه ساختار يك سازمان را به عنوان واحدها و قسمت هايى تشريح مى كند كه در يك سلسله مراتب مرتب مى شوند.

4. شركتهاى فناورانه در حوزه فناورى هستند

عنوان شركتهاى فناورانه نشان مى دهد كه اين مقاله با طراحى شركتهايى سروكار دارد كه خاص هستند، بدين علت كه آنها فناورى ارتباط راهبردى را دربرمى‌گيرند. بنابراين فن‌آفرين مى تواند به ويژه از پذيرش يك رويكرد منبع مدار، نسبت به شركت بهره مند شود. اين رويكرد به درون سازمان براى منابع برترى رقابتى پايدار مى نگرد. رويكرد منبع مدارمكمل رويكرد برون نگراست، نه مخالف و در تقابل با آن. رويكرد منبع مدار تصديق مى‌كند كه ساختار درونى يك شركت مى‌تواند ارزشمند و نادر، يا حتى منحصر به فرد و بى نظير باشد. بدين علت كه آن، نتيجه كوشش گسترده طراحى است. منابع در مفهوم اقتصادى شامل همه دارايى ها، قابليتها، فرايندهاى سازمانى، ويژگيها و مشخصات شركت، اطلاعات، دانش، و ... است كه تحت كنترل يك شركت هستند كه شركت را به طراحى و اجراى استراتژى‌هايى قادر مى سازند كه اثربخشى و كارايى را بهبود مى دهند. روشن است كه منابع ساده اى مانند: ماشين آلات يا برنامه‌هاى كامپيوترى، منابع راهبردى نيستند، بدين علت كه آنها نادر نيستند زيرا رقبا مى‌توانند آنها را بخرند. بدين‌گونه آنها نمى توانند يك منبع برترى رقابتى پايدارباشند. اين عامل، براهميت طراحى شركتهاى فناورى مى‌افزايد، كه منابع منحصر به فرد و راهبردى مى توانند فقط منابعى باشند كه طراحى مى شوند و درون شركت ساخته مى شوند.
قابليتهاى سازمانى يا شايستگى هاى بنيادين نمونه هايى از منابع چسبناكى هستند كه نمى توانندبه سهولت از يك شركت به شركت ديگرى انتقال يابند. قابليتها مستلزم الگوهاى پيچيده هماهنگى بين افراد و ساير منابع هستند. تكميل چنين هماهنگى، نيازمند يادگيرى از راه تكرار است. يادگيرى تجربه مدار از راه تكرار پى در پى و فراوان فعاليت هاى مشابه به منظور ساختن رويه هاى روزمره سازمان (از طريق به كارگيرى دانش سازمان براى حل مسائل به وجود آمده) زمانبر است. به عبارت ديگر، نه فقط ساختارهاى رسمى، بلكه همه الگوهاى تصميم گيرى و حل مسئله، تابع كوشش هاى طراحى شركتهاى فناورانه هستند. تمايزهاى بين شركتها را مى‌توان از تصور شركتهاى فناورانه به عنوان مجموعه اى از منابع دريافت كه به گونه‌اى نامتجانس در بين شركتها توزيع شده، به گونه اى متفاوت توسط هر شركت تلفيق و تركيب مى شوند.چنين تفاوتها و تمايزها در طى زمان حفظ مى شوند و مى‌توانند منابع برترى رقابتى پايدار باشند، كه با تحليل برونى صنعت فهميده نمى‌شوند.

5. زمان بندى و انعطاف پذيرى طراحى

از آنچه تاكنون گفته ام، آشكار است كه شركتهاى فناورانه، با مسئله هميشگى زمان بندى روبه‌رو هستند. منابع منحصر به فرد، فناورى و قابليتها بايد درون شركت طراحى شوند، كه ده سال يا بيشتر طول مى‌كشد. بنابراين، شايستگى بنيادين مى‌تواند به سهولت به انعطاف ناپذيرى هاى بنيادين تبديل شوند. زمانى كه سازگارى سريع شركت براى حفظ تناسب رضايت مندانه با نيازهاى در حال تغيير بازار غير ممكن باشد، چنين موقعيت هايى به عنوان رقابت بى قرار و ناآرام (hyper) يا محيط هاى رقابتى متلاطم تشريح مى شوند؛ جايى كه تغييرها در محيط رقابتى، بر سرعت فرايند طراحى و طراحى مجدد در درون شركت پيشى مى‌گيرد. در چنين شرايطى، طراحى روابط با ساير شركتها وشبكه ها اهميت پيدا مى كنند و حوزه طراحى شركت را توسعه مى دهند.
رويكرد شبكه اى به شركت، يك ديدگاه جديد، اما سومين ديدگاه نسبت به طراحى شركت است كه به سرعت در حال توسعه است. شبكه ها مى توانند به گونه‌هاى بسيارى مثل تجزيه شركتهاى بزرگ موجود به صورت واحدهاى كارى مستقلتر، از راه واگذارى بخشهاى زيادى از توليد به ديگران در شكل قراردادهاى فرعى، و از راه اعطاى جواز طراحى مى‌شوند.
از ديدگاه هر شركتى، سود اصلى همكارى در شبكه ها، اين است كه آنها مى‌توانند بر روى يك مجموعه محدودى از فعاليتها، شايستگيهاى بنيادين يا تكنولوژى‌هايى تمركز كنند و در آنها تخصص كسب كنند، در حالى كه به فناوريها و منابع تكميلى شبكه ها دسترسى داشته باشند. به جاى طراحى مجدد شركت در مواجهه با تغييرات بازار، شبكه به صورت يك گزينه براى آرايش دادن منابع، براى نيازهاى موقتى بازارعمل مى‌كند. بنابراين شبكه، انعطاف پذيرى فراهم مى‌سازد، در حالى كه از ثبات نسبى شركت حفاظت مى‌كند.
وليكن، شبكه ها بدون هزينه نيستند. براى اهرم سازى شبكه ها، شركتهاى فناورى نياز دارند كه قابليت هاى تخصيص يافته به طراحى را توسعه دهند و روابط شبكه اى را، در كنار منابع استراژيك فنى خودشان حفظ كنند. اين قابليت شامل قابليت اداره و مديريت سيستم هاى اطلاعاتى بين سازمانى است، كه مى تواند به طور بنيادين فرايندهاى كسب و كار درونى يك شركت و الگوى ارتباطهاى شركت را تغيير دهد.
خوشه ها، شبكه هايى هستند كه شايستگى هاى فناورى خاص را توسعه مى دهند و در مجاورت جغرافيايى يك منطقه واقع مى شوند. مشهورترين نمونه‌ها از خوشه ها عبارتند از: دره سيليكون و بوستون در آمريكا و كمبريج و مونيخ در اروپا.

6. شركت هاى فناورانه و نوآورى: يك ديدگاه طراحى تكاملى

تاكنون شركت به عنوان يك نهاد داراى نام، هويت قانونى و يك سازمان نشان داده شد. بنابراين، مرز شركت - اينكه در درون شركت چيست و چه چيزى در بيرون شركت باقى مى ماند- يك مفهوم اساسى درهر سه ديدگاه ارائه شده، تاكنون است. در ديدگاه برون نگر، طراحى درونى شركت از نيازمندى هاى برونى تبعيت مى كند، در حالى كه ديدگاه درون نگر، بيان مى كند كه محيطهاى برونى مطلوب بر اساس ساختارهاى درونى موجود، جستجو و دنبال مى شوند و همچنين رويكرد شبكه اى بر روى تناسب روابط مرزى بين شركتها تأكيد مى كند.
ديدگاه چهارم، ديدگاه تكاملى به تغييرو پيشرفت درطى زمان توجه مى كند و بنابراين مكمل سه ديدگاه استاتيك و ساكن است. براى مثال، وقتى منابع راهبردى به علت منسوخ و كهنه شدن يك فناورى، همچون گذشته ارزشمند نيستند، آنها مى‌توانند منبع ضعفها و انعطاف ناپذيرى هايى بشوند كه مانع توسعه و پيشرفت رقابتى بيشتر شركت فناورى مى شوند. اين فرايند احتمالاً براى شركتهاى فناورى رخ مى دهد بدين علت كه آنها ماهيتا و ذاتى بايد نوآورى را بر انگيزانند كه در نتيجه سبب كهنگى و مهجوريت فناوريها مى شوند. همزمان، تحقيق و نوآورى براى محصول جديد به يادگيرى و پرورش شايستگى درون شركت كمك مى كند. كسب شناخت، نسبت به طراحى شركت، مسير توسعه خاص شركت فناورى است. تيس و همكارانش (1997)، قابليت هاى پويا را به عنوان امور روزمره و كارهاى يكنواخت سازمانى شناسايى كردند كه مسيرهاى پيشرفت و توسعه و بنابراين كاركرد رقابتى شركت را در بازارهاى درحال تغييرتعيين مى كند. قابليت هاى پويا مى توانند جريانهاى عادى يادگيرى، نوآورى، توليد محصولات جديد يا فرايندهاى توليد باشند.
درديدگاه تكاملى، شركتها، نه فقط به وسيله بازار يا صنعتى كه موقعيت شان در آن تعيين مى شود، از همديگر متفاوتند، بلكه از لحاظ مراحل چرخه زندگى محصول كه در آن تخصص پيدا مى كنند، متفاوت هستند. ميلز و اسنو (1978)، چهار نوع طراحى ثابت شركت را شناسايى كردند:

1. پيشگام و پيشرو كه در تجربه و آزمايش اكتشافى و ابداع مفاهيم محصول جديد قوى است.
2. تحليل گر: تحليل گر در تحليل ايده هاى كوچك اما ابتكارى كه پتانسيل پذيرش انبوه در بازارها را دارند، قوى هستند.
3. بازاريابان به بازارها و كانالهاى توزيع موجود براى دسترسى به مشتريان دسترسى دارند.
4. مدافعان، قابليت هاى ويژه‌اى در معرفى فرايندهاى توليد بسيارمعتبر، با كيفيت بالا و مقرون به صرفه دارند.

اين مقاله، چهار منطق بديل طراحى و فرايندهاى طراحى مرتبط براى شركتهاى فناورانه معرفى كرده است. اولاً، يك منطق برون نگرطرح مى كند كه شركت خودش را براى كسب بهترين كاركرد، با شرايط رقابتى برونى منطبق مى‌سازد. ثانياً، يك منطق درون نگر طرح مى كند كه شركت كاربستهايى را جستجو و دنبال مى كند كه با شايستگى هاى درونيش بهتر سازگار مى شوند. منطق شبكه اى، نه فقط طراحى شركتها را طرح مى كند، بلكه روابطش را نيز با ساير شركتها مطرح مى سازد. و بالاخره منطق تكاملى، نه فقط طراحى ساختارهاى استاتيك و ساكن شركت را مطرح مى‌سازد، بلكه مسيرهاى توسعه و پيشرفت آن را در طى زمان بيان مى كند. اين منطق هاى طراحى، مكمل هم هستند؛ نه گزينه هايى براى انتخاب شدن. بدين معنا كه هر كدام از آنها با دانش و شناخت هاى مهم شان به طراحى يك شركت فناورانه كمك مى كنند. طراحى هاى خوب و با ثبات به تأمين همزمان همه منطق هاى طراحى نيازخواهند داشت.

منبع:

Katzy, Bernard, R.(2006). «Design of Technological Firm, «Managing Technology and Innovation», Routledge Taylor & Francis group, p23-42.

 دكتر صديقه خورشيد: عضو هيئت علمى دانشگاه شهيد باهنر كرمان
 سميه حاج حيدرى: دانشجوى كارشناسى ارشد مديريت اجرايى

ــ ماهنامه تدبير ش 204